چهارشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۹

منشور بي اخلاق اخلاق بي منشور

من البته آدم اهل ورزش و پي گيري اخبار ورزشي نيستم اولا و سعي فراوان هم مي كنم كه مثل اهالي جاهل عربستان در آستانه ظهور اسلام، هنگامي كه صداي بلند صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران بلند مي شود،پنبه هاي قايم در گوشم فرو كنم كه مبادا صداي اين سفير رحمت به گوشم بخورد كه رحمت شامل حالم شود ثانيا.
زهي سعادت كه اين جهالت.
اما «برنامه90» و «عادل خان فردوسي پور» به قول نويسنده «تاريخ بيهقي»:از لوني دگر است و ارزش جهالت به جان خريدن دارد. گمان مي كنم كه «عادل» خان مشروح كامل گفتگوهاي نود را در سايت نود قرار داده باشد كه مي توانيد اينجا اگر بود بخوانيد.اماعجالتا برايتان بگويم كه اين هفته مهمانان ويژه «نود»آقايان«عزيز محمدي»كه نمي دانم در فدراسيون فوتبال چه سمتي دارد،«شاه حسيني»كه به شرح قبلي ايضا اما مي دانم كه «تحصيل كرده حقوق است و آشنا به ادبيات حقوقي و «امير حاج رضايي» كه در فدراسيون هيچ سمتي ندارد و كارشناس فوتبال هست و قبلا هم فوتباليست بوده است به علاوه اينكه يك شخصيت مودب و دوست داشتني است بر خلاف خيلي از اهالي فوتبال. خوب حالا برويم سر موضوع برنامه كه بر سر « منشور اخلاقي ورزش عموما و فوتبال خصوصا» بود.
قبل از ورود به بحث عرض كنم كه همين طور كه بارها در طول بحث آقاي « فردوسي پور» فرمودند در اينكه در ورزش كشور ما موارد متعدد بي اخلاقي و سوء رفتار در اكثر رده هاي بازيگري ، مديريت؛مربيگري و ... ورزش ما وجود دارد و اين موارد متاسفانه منشا الگو برداري بعضي از جوانان و طرفداران ورزش هم مي شود شكي نيست.از طرف ديگرهم مي توان به ضرس قاطع گفت تنظيم كنندگان «منشور اخلاقي» با حسن نيت فوق العاده به قصد حذف و تعديل بي اخلاقي هاي موجود به چنين اقدامي دست يازيده اند.
اما آنچه در تنظيم اين منشور مورد غفلت قرار گرفته و از سالهاي اول انقلاب نيز تا كنون اين غفلت جزء لاينفك برنامه هاي از اين دست بوده است؛ اينست كه تا كنون بيشترين تلاش بانيان خير پاكسازي فضاي عمومي جامعه و در مورد اخير ورزش،از بي اخلاقي و فساد موجود؛توجه به جنبه هاي بازدارنده جرم و بي اخلاقي و فساد بوده و در مورد بستر سازي براي حذف بسترها و شرايطي كه امكان بذر افشاني،بارداري و نهايتا ظهور وبروز جرم وفساد را باعث مي شوند كمترين توجه صورت نگرفته و منشوري تنظيم نشده است.شكي نيست تا زماني كه فرهنگ سازي براي تربيت كودكان و جوانان و ايجاد دبستانهاي فرهنگ كه هزينه هاي كمتري را طلب مي كند در دستور كار متوليان فرهنگ عمومي قرار نگيرد؛ بازدارندگي كه هزينه هاي چندين برابري را نيازمند است،نه تنها كمترين نتيجه و سود را خواهد داشت كه خود نيز عامل بروز ناهنجاري و خلاف خواهد شد.
در مورد« منشور اخلاقي»اخير كه در مورد ورزش كشور طي يكسال گذشته تنظيم آن دستور كار فرهنگبانان ورزش كشور بوده است متاسفانه آنچه مورد غفلت قرار گرفته «اخلاق» است كه خود را در نقيصه هاي اخلاقي وتناقضات فراوان حقوقي به وضوح نشان مي دهد.البته از متوليان امور امروز انتظاري غير از اين نمي توان داشت .وقتي آقاي « امير حاج رضايي » داماد وبرادر زاده « طيب حاج رضايي » پيشكسوت فوتبال و مرد مودب و اخلاقي ورزش و كارشناس فوتبالي صداو سيما از آقاي « عزيز محمدي » سوال مي كند كه ؛« آيا همه مشكلات ورزش كشور حل شده و فقط مدل مو،ريش و آرايش ورزشكارن معضل هست؟»آدمي بلافاصله به ياد سخنان حكيمانه والبته راي جمع كنانه رياست محترم جمهور نهم ميافتد كه « اينقدر مشكل داريم كه نمي رسيم به مدل مو واصلاح جوانانمان كاري داشته باشيم.»و بلافاصله پس از نشستن بر صندلي رياست ، سر وكله گشت ارشاد آقاي «احمدي مقدم» باجناق آقاي رييس از راه مي رسد.
دغدغه كارشناس فوتبال اما خلف وعده و سوء استفاده شبيه مورد ياد شده نيست. اما تنظيم منشور،قراداد و ابزارهايي كه ورزشكار را محكوم به رعايت مسائل اخلاقي و حقوق شهروندي و رفتاري، خارج از محيطهاي ورزشي مي كند و در صورت نافرماني و تخلف تنبهات و محروميتهايي را برايش به دنبال دارد كه تجويز صدور آن فقط و فقط بر عهده مقامات قضاي است؛ به آساني مي تواند به يك نافرماني عمومي مدني در دراز مدت منجر شود.به عنوان مثال دقت كنيد كه در متن منشور كليه مربيان ورزش موظف به تست اعتياد شده اند.شايسته است تنظيم كنندگان منشور فقط يكساعت گشتي حول وحوش دادگاههاي خانواده بزنند تا آثار مششع والبته اخلاقي تست اعتياد هنگام ازدواج را مشاهده نمايند.قابل توجه است كه نود درصد خانواده هايي كه براي نجات جان خودشان از دست همسر معتاد به دادگاه مراجعه مي نمايند برگه تست منفي اعتياد را در پرونده خود دارند.
در طول برنامه فوق دو بار از طريق تلفن با آقاي دكتر« آقاي نيا» استاد حقوق دانشگاه تهران، ورزشكار و اولين كسي كه به تدوين حقوق ورزشي توجه داشته تا جاييكه عنوان رساله دكترايش «حقوق ورزشي» بوده است گفتگو شد.آقاي دكتر ضمن بيان كاستيهاي متعدد منشور و موارد متعدد تخلف از قانون اساسي ،حقوق مدني و فرمان هشت ماده اي امام و... به نكته تكان دهنده ودر آوري اشاره كرد.وي ضمن اشاره به گنجاندن مواردي مربوط به «سحر»و « جادو» در منشور از آقايان پرسيد :«چه خوب است شما كه به چنين نيروهايي معتقد و مسلط هستيد در بازيهاي بين المللي بر عليه رقبا از آن استفاده كنيد» وي همچنين گفت كاري نكنيد كه در ابتداي هزاره سوم، مردم دنيا به ما بخندند.عرض كردم «معجزه{ات}هزاره سوم»بيش از اينهاست.
اشاره به بي اخلاقيهاي موجود در حوصله اين مقال نيست .اجازه بدهيد اشاره كنم كه بي اخلاقي ميهمانان برنامه كار را به جايي رساند كه اواخر برنامه رودرويي شديد آقايان «عزيز محمدي» و « شاه حسيني» با وساطت موي سفيد آقاي « حاج رضايي »ختم به خير شد.
بزرگترين ابزار در هدايت تمامي اقشار به سمت شهروندان اخلاقي و قانوني « توزيع قدرت،ثروت،امكانات و....و آزادي به شكل عادلانه در بين تمامي مردم است »چيزي كه اينروزها بيش از پيش مورد غفلت قرار گرفته است
تصور كنيد چنانچه مفاد اين منشور قابليت وسيع اجرا پيدا كند در بين مربيان كساني كه بيشترين تخلف از شمول اين منشور را خواهند داشت آقايان «علي دايي»مربي محبوب و مورد احترام ريس جمهور و آقاي «محمد مايلي كهن» مربيي كه بيشترين تعريف بسيجي و اخلاق به نام او تعريف مي شود و آقاي «فيروز كريمي» كسي كه قبل از مربي ورزش يك افسر ارشد بازنشسته نيروي انتظامي «ايران »است.وكسي كه كمترين تخلفات از شمول اين منشور به نام ثبت شود احتمالا آقاي «افشين قطبي» خواهد بود .يعني يك ايراني كه در يك كشور كمونيستي آمريكايي يعني »كره جنوبي» بزرگ شده است.
به قول «سلحشور»:اين يعني كشك. ياحق

دوشنبه ۱۶ نوامبر ۲۰۰۹

بالایی من! روح تو در خاک چه می کرد؟

بیست و پنجم آبانماه سالروز جاودانی شدن ابن سینای زمان

پنجشنبه ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹

ديپلماسي شلخته

نزديك به یک سال پيش و پس از معرفي دكتر « علي كردان» به عنوان وزير كشور دولت نهم؛و در پي پيگيريهاي بعضي از نمايندگان مشخص شد كه؛ آقاي دكتر « علي كردان » طي فرايندي كه بعضي از موسسات آزاد آموزش عالي خارجي اما قلابي نيز در آن دست اندر كار بودند؛ عنوان عالي دكتري به نام دانشگاه معتبر « آكسفورد » را به نام و براي خود جعل نموده است.

ظاهرا در مورد اين اتفاق غير اخلاقي حقوقي حداقل تبليغي و يا ابزاري سياسي براي ايجاد بعضي فشارهاي تبليغاتي بر عليه شخص و موسسه جاعل و نهايتا كشور متبوعش؛ براي دانشگاه و كشورمتبوع و مرجع آن دانشگاه وجود داشت و مي توانست داشته باشد كه در زمان علني شدن اين سوء استفاده و رسوايي اخلاقي ،دانشگاه «آكسفورد» و كشور «بريتانيا» ترجيح دادند از اين حقوق خود استفاده نكنند. در تمام اسناد و مراسلات ديپلماتيك حداقل رسمي زمان ياد شده كوچكترين اثري از اعتراض كشور و دانشگاه مذكور نسبت به كشور « ايران» و مقامات رسمي اجرايي ثبت و ضبط نشده است.
اما كمتر از دو هفته پيش همان كشور و همان دانشگاه در يك اقدام كاملا سياسي و به قصد بهره برداري تبليغي از آشوب و بلواهاي ايجاد شده پس از انتخابات دهم رياست جمهوري در كشور ايران؛ يك بورس تحصيلي براي رشته فلسفه به نام مرحومه « ندا آق سلطان» كه پس از ارسال تصوير تير خوردن وجان سپردنش در حاشيه يك خيابان در تهران در سطح وسيع در رسانه هاي بين المللي تبديل به سمبل آزادي و عدالتخواهي ملت ايران شده بود، دائر كرد . اما اين اقدام دانشگاه « آكسفورد» و كشور « بريتانيا» بلافاصله مورد اعتراض شديد رسمي كشور ايران قرار گرفت.مقامات ديپلماتيك ايران با ارسال يادداشتي اين اقدام را دخالت در امور داخلي ايران قلمداد نموده و به شدت به آن اعتراض نمودند.
نكته جالب اينست كه؛معترضان به اين بورس و اين نامگذاري سالها مخالف تغيير نام خيابان ستوان « خالد اسلامبولي » در تهران بودند كه دولت مصر به عنوان پيش شرط براي بهبود روابط خود با ايران مطرح نموده بود و شوراي شهر در دوره اصلاحات قصد انجام آن را داشت.
مي توان چنين تصور كرد كه « بريتانيا »دو سال صبر كرد و زمان گرفت تا بهترين فرصت را براي اعتراض به آن اقدام موهن و غير اخلاقي به بهترين شكل به دست آورد.و از اين فرصت به بهترين شكل نيز بهره برداري نموده و خواهد نمود.
اما حالا تصور نماييد جمعي از ملوانان انگليسي دو سال پيش بر خلاف اصول تعريف شده بين المللي بدون اجازه به حريم آبي كشور ايران وارد شدند.اقدام اوليه مناسب عرف ديپلماتيك صورت مي گيرد.يعني جلوگيري از تعرض بيشتر.اما يكباره شتابزدگي و قهرمان بازي جاي خود را به منطق ديپلماسي مي دهد. ملوانان دستگير و فرياد هل من مبارز براي كشور متعرض سر داده مي شود.
نتيجه اين شتابزدگي و قهرمان بازي آنست كه در زمان بسيار كوتاهي ملوانان با يك تشر ساده مقامات «بريتانيا» آزاد و با كت و شلوارها و هداياي ارزشمندي به كشورشان بدرقه مي شوند.
حالا همان شتابزدگي و قهرمان بازي در دستور كار مقامات ايراني قرار گرفته است.

چهارشنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۰۹

پلیس

خبرگزاری ایسنا در روز شانزدهم آبانماه گزارش داد که گشت انتظامی قیامدشت هنگام گشت در منطقه استحفاظی خود پس از مضنون شدن به سه خودرو که در حاشیه خیابان متوقف بودند ؛متوجه شد که شش نفر در حال تجاوز به یک زن هستند.در این رابطه پرونده ای تشکیل و هر شش نفر تحویل مقامات قضایی شدند.

شاكي پرونده كه زني 32 ساله و خانه‌دار است به قاضي رضوانفر گفت: ساعت 7 شب در حال رفتن به سمت خانه بودم كه در حوالي خيابان خاوران، راننده‌ي يك خودروي پرايد برايم ايجاد مزاحمت كرد. به او توجه نكردم اما در يك لحظه راننده از خودرو پياده شد و با تهديد چاقو مرا سوار كرد. پس از طي مسيري، يك جوان ديگر نيز سوار خودرو شد و مرا به نقطه‌اي متروكه در حوالي قيامدشت بردند. در آن‌جا نيز دو نفر ديگر به آنها ملحق شدند و در كنار جاده خاكي در داخل ماشين اقدام به تجاوز كردند.

وي ادامه داد: در همين حين رانندگان دو ماشين نيز كه در حال عبور از جاده بودند متوقف شدند و با معرفي خود به عنوان مامور قصد داشتند از چهار جوان اخاذي كنند كه بعد از چند دقيقه آنان نيز به چهار نفر ديگر پيوستند و مرا مورد تجاوز قرار دادند.

بر اساس گزارش ایسنا این اتفاق باید در روز سیزدهم آبان یعنی روزی که حضور سنگین نیروهای انتظامی و سپاه و بسیج از صبح زود برای جلوگیری از حضور پر رنگ حامیان جنبش سبز و تحرکات احتمالی آنها در تمام خیابانهای شهر تهران احساس می شد و نیروهای مذکور بدون استراحت در خیابانهای تهران به ماموریت تنبیه نیروهای معترض به وضعیت موجودمشغول بودند؛اتفاق افتاده باشد.

حالا تصور کنید در ساعتی که این اتفاق دردناک در حاشیه یک خیابان تهران اتفاق می افتاد مجموعه نیروی انتظامی که موظف بود در این ساعت در پست خدمتی خود حضور داشته باشد به مرخصی تشویقی بابت حضور موفقیت آمیز امروز صبح تشریف می برده است.

در چنین شرایطی تکلیف شهروندانی که برای امنیت خود و خانواده هایشان هر ماه مبالغی از حقوقشان به عنوان مالیات به صندوق مالیاتی دولت واریز می شود اما در موقع لزوم ونیاز به داشتن حاشیه امنیت ،از حضور پلیس خبری نیست ، چیست؟

این اتفاق تنها نمونه ای از خروارها اتفاقی است که اینروزها به سبب تعاریف جدید از وظایف نیروی پلیس اتفاق می افتد و خبر آن اجازه رسیدن به افکار عمومی را پیدا می کند.اضافه کنید به اینها خبرهایی که اجازه رسیدن به گوش افکار عمومی را پیدا نمی کنند و یا قربانیان به دلیل حفظ ته مانده آبروی باقیمانده خود اجازه انتشار آن را نمی دهند.

راستی به کجا می رویم.؟

یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۰۹

بيست و سي

امشب اخبار بيست و سي با تاخير پخش شد. اگر فكر مي كنيد كه اقاي ضرغامي به دليل خوشحالي از دريافت حكم جديد حواسش پرت شده و يادش رفته بود كه ساعت 8/5 يا همان بيست و سي خودمان است ؛ اشتباه مي كنيد.خبري بوده كه نمي بايد مي بوده .از ما گفتن.ياحق