‏نمایش پست‌ها با برچسب تحریم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تحریم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ دی ۲۳, جمعه

دور زدن تحریم‌ها یا دور زدن خودمان؟

اینکه کشور ایران تحریم‌های بین‌المللی را دور می‌زند و بر خلاف انتظار تحریم‌کنندگان، تکنولوژی و اقلام مورد نیاز خود را از‌‌ همان منابع، اما از مسیر‌ی دیگر، با واسطه و هزینه چندین برابر، و البته با کیفیت‌نازل تهیه می‌نماید، چیز جدیدی نیست و واقعیتی است که همه بدان اعتراف و اعتراض نموده‌اند.
 حتی بعضی وقت‌ها همین دور‌ زدن‌ها بهانه‌ای شده‌است تا اولا؛ تحریم‌ها شدید‌تر شده و ثانیا؛ تحریم‌های دیگری نیز بر علیه شرکت‌ها یا اشخاصی که نقش واسطه و رابط برای نقض خاموش تحریم‌ها بر علیه ایران را بازی می‌کنند، اعمال و اجرا شود.
آنچه که از نظر دولت‌مردان ایران، مهم بوده و روی آن تبلیغ بسیار صورت گرفته و اکنون نیز تبلیغ می‌شود، آنست که همیشه ادعا نموده‌اند: نظام با تقویت خود در شرایطی که بواسطه اعمال تحریم‌ها ایجاد شده و با قناعت، تحریم‌ها را بی‌اثر نموده‌است. و با افتخار اعلام نموده و می‌نمایند که، قطع‌نامه‌های تحریم «کاغذ‌پاره‌ای» بیش نیستند.(+)
اما بسیار کم اتفاق افتاده، یا اصلا اتفاق نیفتاده است که ایران ادعا نماید که تحریم‌ها، به دلیل وجود امکانات دور زدن آن، و یا وجود شرکت‌ها و کشورهای واسطه‌ عملا خنثی و بی‌اثر است. بلکه ادعا نموده‌اند که اثر اولیه را داشته اما نتایج مقاومت مردم ایران در برابر آن بسیار درخشان و موفقیت‌زا بوده، به همین دلیل از آن استقبال هم نموده‌اند.
ریس جمهور عاشق تحریم ایران، برای اثبات موفقیت‌زا بودن مقاومت در برابر تحریم‌ تکنولوژی، پا را از حد معقولات و یافته‌های ثابت شده علمی فرا‌تر نهاده و در ادعایی محیرالعقول و متناقض با اصول علمی و منطقی، مدعی شد که یک دختر ۱۶ ساله ایرانی در زیر زمین خانه خود موفق به کشف انرژی‌هسته‌ای شده‌است.(+)
  لفظ «دانشمندان‌جوان» طی سال‌های گذشته با افتخار و به عنوان نتایج مثبت تحریم در حوزه «انرژی‌هسته‌ای» در ادعاهای رسمی ریس‌جمهور ایران بار‌ها و بار‌ها تکرار شده‌است.
با توجه به این شرایط کسب افتخار برای قربانی توطئه ترور اخیر تهران شهید «احمدی‌روشن» با اعلام اینکه وی متخصص دورزدن تحریم‌ها بوده‌است،(+) پیش از آنکه ایجاد کننده احترام و افتخار برای آن مرحوم باشد، در تناقض اساسی با ادعاهای پیش گفته، و بی‌احترامی به شخصیت علمی و آن شهید مظلوم است.
 این ادعا همچنین برخلاف واقع تلاش می‌نماید، «احمدی‌روشن» را تنها فعال درحوزه تجاری و بازرگانی برنامه هسته‌ای ایران معرفی نموده، و اعلام نماید، آن مرحوم هیچگونه فعالیتی در حوزه‌ علمی، فنی و اجرایی برنامه هسته‌ای، نداشته است. اما به گفته برخی از نزدیکان «احمدی‌روشن» این پژوهش‌گر از جمله ۵ یا ۶ نفری بوده‌است که در ایران برای اولین‌بار اورانیوم را غنی‌سازی کردند و این گفته در سخنان همسر و مادر احمدی روشن نیز ذکر شده است.
مادر او به صراحت اعلام می‌نماید:
«غنی‌سازی ... که نتیجه داد  زنگ  زد و گفت: مادر تلویزیون را روشن کن رئیس‌جمهور می‌خواهد خبر خوبی بدهد!».(+)
مشخص نیست بر اساس کدام تدبیر و کدام مصلحت بعضی از رسانه‌‌ها به خود اجازه می‌دهند، برای توجیه ضعف‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور، اینگونه کودکانه و مضحک با آبروی علمی کشور و شخصیت‌های مظلوم آن بازی نمایند.
 شهید «احمدی‌روشن» و دیگر نیروهای مظلوم علمی و متخصص کشور، که طی یکی دوسال گذشته قربانی عملیات تروریستی شده‌اند، پیش از هر چیز قربانی ماجراجویی‌هایی هستند که به جای تمکین بر عقل و احترام به قاعده و قانون، به دنبال حل مشکلات از مسیر جنجال و ماراجویی هستند.
 این نوشته در امروز‌نیوز‌ اینجا

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

نمی دونم چطو شد که ایطو شد!

سلطان صاحبقران «محمودخان‌احمدی نژاد» یا همان «سبورچیان» خودمان «انارالله برهانه»، که نه تنها در تمام بلاد «فارس» بلکه در تمام ارض و سما هیچ جنبنده‌ای بی‌اذن و اجازت او بنجنبد؛ قریب به دو یا سه هفته پیش، وزیر مربوط به دول بیگانه یعنی «منوچهرخان متکی» را امر و اشارت فرمودند که فی‌الفور سردمداران دو کشور را به پای تخت ایشان احضار نماید.
«منوچهرخان» چنین کرد و به دنبال آن سردمداران دول اجنبی از آنسوترین نقطه دنیا یعنی «برزیل» و از اینسوترین نقطه دنیا یعنی «ترکیه» «همت مضاعف» نمودند و آمدند در یای‌تخت سلطانی سلطان صاحبقران «محمودخان‌احمدی نژاد» یعنی همان «سبورچیان» خودمان «انارالله برهانه». هم به جهت ادای فریضه دست و پابوسی ملوکانه، هم به جهت اینکه بعد از سلام و چاق‌سلامتی بنشینند به اشاره مبارک حضرت اجل، صورت مجلسی بنویسانند که مقدار ناقابلی «اورانیوم جات» غنی نشده از پای تخت سلطانی یعنی ایران به ارض اقدس یعنی همان بلده صغیره «ترکیه» به همان ترتیب که در سال ماضی 18 میلیارد دلارترانزیت شده، ترانزیت کنند، و در مقابل مقداری ناچیز اما غنی شده از همان جنس به ایران واترانزیتند بلکه و شاید این مخدره موزیه بانو «کلینتون» که تنها موجودی است در بین ارضیان و سمائیان که بلا امر (روم به دیوار روم به دیوار) سلطان صاحب قران جناب اجل «محمودخان‌احمدی‌نژاد» همان.... «انارالله برهانه» هر از گاهی می‌جنبد، هم خودش و هم لبش و البته که این جنبش در آنسوی ینگه دنیا به خودی خود تاثیر و تاثری به حال ما ندارد اما وقتی جنبش آن سر دنیایی آن مخدره «بانوکلینتون» در این سر دنیا یعنی بلده راقیه مترقیه طهران «جنبشی سبز» بر پا می‌کند اسباب دردسر سلطان صاحب قران حضرت اجل «محمودخان‌احمدی‌نژاد» همان «سبورچیان» سابق و لاحق، می‌شود.
مصیبت عظمی در این پروسه مکروهه آنکه، این دردسر و تاثیر و تاثر به بیت معظمی وصل است و این جنبش در آن بیت لرزشی به درجات بالا در مقیاس «ریشتر» ایجاد می‌نماید. این شد که امر فرمودند ارجوزه توافق طهران نوشته شود و بعد هم جارچیان بزرگ ولایت ازجمله «فارس نیوز» را امر کردند که در کوی و برزن دهکده جهانی پس از جار زدن مفاد توافق و دعا و ثنا، از قول «منوچهرمتکی» اعلام نمایند که : که آمریکا و شورای امنیت و غرب و شرق و چرق و زرق و برق و آب و گاز و تلفن و خلاصه هیچ چیز و هیچ کس دیگری هیچ شانسی برای صدور قطعنامه ندارند .به عبارت خودمانی‌ت؛ نمی‌توانند بر علیه ایران یعنی همان پای تخت سلطانی سلطان صاحبقران «محم....... » از خودشان قطعنامه ( به غلظت «ع») دربکنند و لی به قول اون کاکوی شیرازی: «نمی دونم چتو شد که ایطو شد» و همه به اتفاق اجماع کردند و از خودشان چهارمین را در بکردند. آره قربونش! اومدن دیدن جای خربزه قطعنامه است
در این باره بازهم باهم دیالوگ خواهیم نمود . تا آنروز خدا یارتان دست حق به همراهتان. پایان نوشتمان. ذیلا تصویر اعلامیه فارس نیوز جهت استبصار درج می‌شود:
.

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

شهرام امیری دوفیلم با یک بلیط

نه فیلم نمایش داده شده در برنامه خبری « بیست و سی» تلوزیون دولتی ایران در مورد اعترافات «شهرام امیری» دانشمند هسته ای ایرانی ساکن آمریکا که از طریق web cam و با کیفیت پایین تصویر برداری شده و حاوی اعتراف آقای «امیری» به ربوده شدن و شکنجه توسط دولت آمریکا بود، دروغ و جعلی بود و نه فیلم نمایش داده شده توسط رسانه های آمریکا که وسیله دوربینهای مجهز و در استودیو مخصوص تصویر برداری شده و حاوی اعترافاتی مغایر و متتاقض با اعترافات فیلم پخش شده در تلوزیون دولتی ایران بوددروغ و جعلی است.
هر دو فیلم با نظر موافق دولتین «ایران» و«آمریکا» از طریق یک کانال و بر اساس سناریویی از پیش نوشته شده به هنرمندی « شهرام امیری» و کارگردانی طرف آمریکایی، جهت انحراف افکار عمومی داخل ایران از پیگیری حقوق مسلم خود، برنامه ریزی و در تهیه آن بیشترین ظرافتها برای بهترین بهره برداری پیش بینی شده بود.
جالب توجه است در آستانه سالگرد کودتای ننگین در ایران غریب به اتفاق رسانه های مجازی در کنار پیگیری اخبار جنبش سبزنیم نگاهی نیز به سناریوی ساختگی «شهرام امیری» داشته اند. تا اینجای کار نتایج اولیه مورد انتظار طرف ایرانی به بار نشسته است.
اختلاف قول و عمل دولتمردان آمریکا در رابطه با برنامه هسته ای دولت ایران و اتخاذ سیاست «یکی به نعل یکی به میخ» طی یکسال گذشته در قبال حوادث و اتفاقات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران، بنحو روشنی این گمانه زنی که؛ ساکنان کاخ سفید از روی کار آمدن «محمود احمدی نژاد» در ایران راضی هستند را، به شدت تقویت می نماید.
شکی نیست که دولت آمریکا طی سی سال گذشته بیشترین چالش را با «جمهوری اسلامی» داشته و این چالش در دروه زمامداری «محمود احمدی نژاد» که دولتش بنحو بارزی به انحراف در برنامه هسته ای و نقض حقوق بشر توامان متهم است شدت پیدا کرده. تا آنجا که آمریکا موفق شد اجماع جهانی را بر علیه ایران اتمی با صدور چهار قطعنامه تحریم بسیج نماید.
چهار قطعنامه ای که اگرچه فاقد کمترین ضمانت اجرایی در سطح جهانی بود ولی بدون شک در داخل تبدیل به خوراک تبلیغاتی موثر«محمود احمدی نژاد» برای جلب حمایت بیشتر توده های عوام از خود و در نتیجه تثبیت دولت او شده است.
و کدام ناظر سیاسی صادقی خواهد بود که تایید نکند؛ پریشانی، سوءمدیریت و بی کفایتی در دولت نهم عملا بهترین فرصتها را برای بیگانگان در سراسر جهان از فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین در دوردست غرب گرفته تا کشور قدرتمند «چین» در شرق دور، و از همسایگان کوچک و بزرگ شرقی و غربی گرفته تا کشور قدرتمند فدراسیون «روسیه شوروی» درشمال فراهم نمود تا فارغ البال در قبال صادرات «آبنبات»به کشور ایران «مرورارید غلطان» به کشور خود وارد نمایند؟
در شرایطی که هر دولتی سعی می نماید با کمترین بهانه بیشترین سود را از این معامله یکطرفه داشته باشد، چرا کشور قدرتمند و مدعی سیادت بین المللی چون «آمریکا» ازاین نمد برای خود «کلاهی» ندوزد؟
و به همین دلیل روشن و شفاف است که طی چهار سال گذشته علیرغم جنجال جهانی و نشستهای مکرر سازمانهای بین المللی برای محکومیت دولت (ونه ملت) ایران به نقض حقوق بشر و انحراف از برنامه هسته ای و اتخاذ تدابیر تنبیهی فلج کننده، عملا هیچگونه اتفاق عینی که حکایت از ارده واقعی دولتهای موثر در تنظیم توافقات تحریم باشد مشاهده نشده.
در این فرایند بزرگترین بهانه طراحان پیش نویس قطعنامه ها و امضا کنندگان توافق از تاخیرهای مکرر و اجرایی نشدن یا تعدیل مفاد قطعنامه ها در آخرین لحظات، ترس ازعدم تصویب به دلیل وجود شرکای قدرتمند ایرانی دارای کرسی دائمی در سازمان ملل مثل «روسیه» و «چین» بوده است.
اما از ابتدای سال جاری میلادی باید سناریو به گونه ای دیگر رقم می خورد. به گونه ای که کم کم «چین»و خصوصا «روسیه» عدم تمایل خود را به ایفای نقش مخالف تحریمها و عدم همراهی با ایران اعلام، و عملا در کنار سایر کشورها قرار گرفتند و حتی پا را از این نیز فراتر گذاشته و در بعضی موارد به کاسه های داغ تر از اش در مقابله با ایران نیز تبدیل شدند.
شکی نیست کشورهای فوق الذکر بیشترین سود خود را از بی کفایتی ودیپلماسی متزلزل ایران در عرصه بین المللی طی چند سال گذشته برداشت نموده و طی یک توافق پنهانی، نوبت آنها بسر رسیده و اکنون نوبت کشور دوست و برادر «آمریکا» رسیده بود تا سهم خود را از سفره گسترده نذورات و حاتم بخشی آقای « احمدی نژاد» برداشت نماید.
دقیقا در همین زمان است که پس از تهدید ایران توسط «کرملین» اینبار به جای «کاخ سفید» و امیدواری جهانی ناگهان خانم «کلینتون» ضمن اعلام آمادگی برای تصویب پیش نویس جدیدترین قطعنامه پیش نهادی در یک بازی مضحک «اتخاذ ترفند جدیدی از سوی ایران» را پیش بینی نموده و به دنبال این پیش بینی غربی و با رعایت فاصله زمانی مناسب نوبت تلوزیون دولتی ایران می رسد تا پرده دیگری از این سناریوی تنظیم شده را کلید بزند .
پخش فیلم اعترافات آقای «شهرام امیری» از تلوزیون دولتی ایران. تلوزیونی که مخاطبینش به هیچ عنوان عادت به پرسش از چگونگی فرایند تهیه یا به دست آوردن چنین فیلمهایی ندارند. و در فاز بعدی و باز هم با رعایت فاصله زمانی مناسب پرده سوم از این سناریو توسط رسانه های «آمریکا» کلید می خورد و اینبار نمایش فیلمی از همان هنرپیشه اما با کیفیت فنی بسیار بهتر و داستانی کاملا متفاوت و متناقض با فیلمی که توسط تلوزیون دولتی ایران پخش شده بود و به همین سادگی و حتی ساده تر از آن بهانه برای یک تاخیر دیگردر تنبیه دولت ایران(وتاکید می کنم نه ملت ایران) فراهم شود، تا از این رهگذر فرصت برای بهره برداری یکطرفه از منابع و مشارکت در منافع دراز مدت ذخایر مادی و معنوی ایران با کمترین هزینه از طریق ابقای «احمدی نژاد» و کودتاییان در راس دولت و حکومت فراهم شده، اسباب تنبیه و تحقیر ملت ایران شود.
اما آیا شهروندان واقعی و آگاه ایرانی که روز به روز با روشن شدن ابعاد گسترده خیانتهای دولت نهم ودهم، بر تعدادشان افزوده می شود اجازه چنین افزون خواهیها را خواهند داد؟ و فریب چنین سناریوهای نازلی را خواهند خورد؟
با ایمان و اطمینان کامل اعلام می نمایم ؛ جنبش یبداری جدید ملت ایران که مشخصه بارز آن «صبر و استقامت سبز» و ایستادگی در مقابل زیاده خواهیهای بیگانگاه از طریق خلع دولتمردان بی کفایت کودتایی است، اجازه چنین میدان داری را به هیچ قدرت و ابرقدرت جهانی نخواهد داد . طلیعه های فصلی سبز ناشی از این بیداری که از یکسال پیش شروع شده از هم اکنون قابل رویت است.
در همین رابطه این نوشته سایت «جهان نیوز» و ابسته به کوتاییان در حدود دو ماه پیش خواندنی است که تلویحا پناهندگی او را تایید می کند
اینجا رمزگشایی از سناریویی ناپدید شدن
اینجا نکات خنده دار فیلم شهرام امیری

۱۳۸۷ آبان ۲۱, سه‌شنبه

سنگ بزرگ روی دست راست

آقای دکتر «احمدی‌نژاد» در تبلیغات ریاست جمهوری خویش سنگ‌های بزرگی را برداشت و هر چه رندان روزگار متذکر شدند که سنگ بزرگ نشانه نزدن است؛ دردشان دیده و حرفشان شنیده نشد که؛ بیان «احمدی‌نژاد» گرم‌تر بود و چونان «کارل مارکس» نقطه ضعف و درد مردم را می‌دانست و دست درست روی نقطه حساس گذاشته بود.
 در حالی که دردمندان به بیداری توده‌ها از خواب غفلت گرسنگی می‌اندیشیدند؛ «احمدی‌نژاد» در خاموشی توده‌ها وغفلت دردمندان مانیفست یک ماده‌ای خود که: حضور "نفت سر سفره و لزوم احساس تغییرات قیمت نفت در سبد هزینه خانوارهای ایرانی" بود را منتشر می‌کرد. اگرچه سایر داوطلبین صندلی ریاست‌جمهوری نهم نیز به اندازه آقای دکتر «احمدی‌نژاد» درد و زخم را می‌شناختند؛ اما هیچکدام به اندازه وی خود را تنها ناجی ملت از فقر و فاقه اقتصادی معرفی نمی‌کرد و هیچکدام چون او بر طبل مشکلات اقتصادی و ضرورت توسعه اقتصادی بیش و پیش از توسعه فرهنگی و سیاسی نمی‌کوفت.
  «احمدی‌نژاد» ریس جمهور شد و دست بر قضا در چشم بر هم زدنی قیمت نفت به سقفی رسید که از استخراج و فروش اولین بشکه‌ها تا کنون بازار؛ چنین قیمت و چنین افزایش جهشی در قیمت را به ثبت نرسانده بود.
 سرمستی ناشی از سر ریز شدن دلارهای باد آورده کار خود را کرد و ریس‌جمهور جوان نتوانست در آیینه ببیند آنچه را که سالیان سال زمامدارن پیر قبلی در خشت خام - بی‌اعتباری قیمتهای جهشی وناگهانی کالاهایی که اقتصاد تک محصولی کشور‌های جهان سوم یا در حال توسعه بدان‌ها وابسته است - دیده بودند و به این منظور «صندوق ذخیره ارزی» و ارزش‌گذاری واقعی در بودجه برای قیمت کالایی که پیش‌بینی قیمت آن نمی‌تواند دقیق باشد را پیش‌بینی کرده بودند.
 به دستور ریس جمهوربانک‌ها موظف به پرداخت وام‌های تبصره‌ای شدند و دولت خود را موظف دید از از ثروت بادآورده جای خالی را پر کند. ولخرجی‌های غیرمنطقی و غیرضروری در تنظیم بوجه شروع شد و جشن مایه‌داری پیش از موعد برگزار شد. در چنین شرایطی آقای «احمدی‌نژاد» خود را موظف به نجات گرسنگان دنیا دید و سخنرانی‌ها شروع شد و به دنبال آن قطعنامه‌ها و تحریم‌ها و.... و به یک باره سرچشمه ثروت بادآورده خشکید و دولت مایه‌داری مستعجل. «احمدی‌نژاد» در حالی که بانی تنظیم چند قطعنامه تحریم برعلیه ایران در سازمان ملل بود و به واسطه سخن‌های نسنجیده متعدد کشور را به چالشی عمیق با یک اراده جهانی کشانده بود؛ چاره را در آن دید که برای عملی نمودن نیم‌بند وعده‌های خود چوب حراج برموجودی «صندوق ذخیره ارزی» که با خون دل اصلاحات جمع آوری شده بود زند و شد آنچه نباید می‌شد.
 امروز قیمت نفت کمتر از پنجاه دلار در هر بشکه است؛ صندوق ذخیره ارزی خالی است؛ سونامی اقتصادی جهانی اتفاق افتاده وعوارض آن در راه است و آقای «احمدی‌نژاد» سنگ سنگینی است روی دست جناح راست. به راستی تقصیر توده‌های غفلت زده‌ای که در خواب‌زدگی داوطلبانه به سر می‌برند چیست؟ و تقصیر اقلیتی بیدارکه عمرشان به تلاش برای بیداری دیگران سپری شده است؟
 امروز تاوان اشتباهات دیروز را می‌پردازیم. تا فردا فرصت مغتنمی هست می‌توانیم موتورهای خود را دقیق تنظیم کنیم تا به قول دوستی در شرایط سخت به روغن‌سوزی دچار نشویم. 
چنین باد. یا حق