‏نمایش پست‌ها با برچسب تهدید. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تهدید. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

خانم « کروبی » شما آقای « هاشمی » نیستید!

در طول سی ویک سالی که از انقلاب اسلامی می گذارد به کرات اتفاق افتاده که آقای « هاشمی رفسنجانی » شخصا و یا یکی از نزدیکانش از طرف او، تهدید به افشاگری نموده اند، و بارها و بارها با تهدید به استفاده از این سلاح و عدم استفاده از آن رقیب یا دشمن احتمالی را از صحنه به در کرده و کارک خود کرده اند آنگونه که مراد و منظورشان بوده است.
این سلاح - تهدید به افشاگری - طی سی سال گذشته بارها به قصد سوء استفاده های مالی و اخلاقی از یکطرف و به قصد پوشاندن و مخفی کردن و در پرده نگه داشتن چنین موارد سوئی از طرف دیگر، آنقدر به کرات مورد استفاده قرار گرفته که اینروزها دیگر پیش از آنکه سلاح برنده ای بر ضد رقیب باشد، یک ترفند نخ نما شده و رنگ باخته، وبه عنوان سند اتهاماتی نامشخص که در ورای حرفها و تهدیدهای استفاده کننده مکتوم است بر علیه خودش نزد افکار عمومی بکار گرفته می شود.
پیش فرضیه های و زمینهای جامعه شناسی این سازوکار براین فرضیه استوار است که؛ در راس هرم قدرت اتفاقات و سوء استفاده هایی از قدرت می شود واغلب شهروندان در بدنه اجتماع و قاعده هرم نسبت به این اتفاقات وحقوق خود و تکالیف دولتمردان نسبت به آن حقوق نا آگاهند ، و این ناآگاهی و جهل عمومی زمینه و بستر مناسب برای این سوء استفاده ها را فراهم می نماید.
در شرایط فعلی ناشی از خیزش سبز ملت ایران و بسترسازیهای آگاهی بخش آن، که از دوم خرداد 76 آغاز، و هر چه به سمت روزهای اخیر نزدیک شده بر شدت آن و آگاهی و آشنایی مردم نسبت به حقوق متقابل خود و دولتمردان و سهم شان از حقوق شهروندی و سرمایه های متعدد اجتماعی خصوصا آزادی های اساسی که زمینه ساز و تضمین کننده سایر حقوق و سرمایه هاست بیش از پیش کاربرد، تهدید به افشاگری را بی اثر نموده است.
آخرین مورد استفاده ناکام از این سازو کار، تهدید به افشاگری برعلیه آقای « یزدی » توسط آقای « هاشمی » بود که دیدیم آنقدر بی اثر بود که « هاشمی » از خیر آن گذشت.
اما در این میان آنچه اخیرا مورد تاشف و تاثر شدید بنده قرار گرفت و متاسفانه به آن توجه هم نشد ، تهدید اخیر « خانم کروبی » به افشاگری بود که متاسفانه باید گفت در چنین شرایطی این تهدید نه تنها به زیان رقیب و جناح مقابل نیست ، بلکه بعلت فقدان رسانه های خبری رسمی و آزاد و همچنین در اختیار رقیب قرار داشتن تمام رسانه های رسمی و آزاد، این تهدید حکم آب دهانی را دارد که سر بالا پرتاب شود و حاصلی جز شرمساری برای خود به دنبال نخواهد داشت .
مردم ما هنوز سوء استفاده غیر اخلاقی آقای « احمدی نژاد » از رسانه رسمی در جریان مناظره های انتخاباتی بر علیه آقایان « هاشمی » « ناطق» » صفایی فراهانی» « کروبی » و ... را فراموش نکرده اند و متاسفانه هیچگاه فرصتی برای رفع سوءظنهای ایجاد شده در برابر افکار عمومی برای متهمین فراهم نشد. از آنروز تاکنون شبهات فراوانی در اذهان حتی طرفداران نامبردگان در مناظره ها ، بدون پاسخ باقی ماند ه است.
با همه این حرفها گاهی یک افشاگری آنقدر بزرگ و ارزشمند هست که با وجود تمام محدودیتهای موجود، خبر آن راه رسیدن به چشم و گوشهای حتی بسته و حداقل تاثیر گذاری را پیدا می کند .مردم ما مزه شیرین افشاگریهای رفتار تلخ مسولین در وقایع کهریزک را هیچگاه فراموش نخواهند کرد که علیرغم فقدان رسانه وشرایط نا برابر، اینروزها خبر برگزاری دادگاه متهمان توسط همان رسانه ها مخابره می شود.
بله خانم « کروبی » شما آقای « هاشمی » نیستید . مطمئنیم دامن سرکار عالی و خانواده محترمتان به هیچ نحسی آلوده نیست که ترس از افشا شدن آن مانع از افشا گری امروزتان شود. بنابراین افشا کنید اثبات و ارسال آن با ما . ما رسانه ایم. یا علی

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

پلیس

خبرگزاری ایسنا در روز شانزدهم آبانماه گزارش داد که گشت انتظامی قیامدشت هنگام گشت در منطقه استحفاظی خود پس از مضنون شدن به سه خودرو که در حاشیه خیابان متوقف بودند ؛متوجه شد که شش نفر در حال تجاوز به یک زن هستند.در این رابطه پرونده ای تشکیل و هر شش نفر تحویل مقامات قضایی شدند.

شاكي پرونده كه زني 32 ساله و خانه‌دار است به قاضي «رضوانفر» گفت: «ساعت 7 شب در حال رفتن به سمت خانه بودم كه در حوالي خيابان خاوران، راننده‌ي يك خودروي پرايد برايم ايجاد مزاحمت كرد. به او توجه نكردم اما در يك لحظه راننده از خودرو پياده شد و با تهديد چاقو مرا سوار كرد. پس از طي مسيري، يك جوان ديگر نيز سوار خودرو شد و مرا به نقطه‌اي متروكه در حوالي قيامدشت بردند. در آن‌جا نيز دو نفر ديگر به آنها ملحق شدند و در كنار جاده خاكي در داخل ماشين اقدام به تجاوز كردند.»
وي ادامه داد: «در همين حين رانندگان دو ماشين نيز كه در حال عبور از جاده بودند متوقف شدند و با معرفي خود به عنوان مامور قصد داشتند از چهار جوان اخاذي كنند كه بعد از چند دقيقه آنان نيز به چهار نفر ديگر پيوستند و مرا مورد تجاوز قرار دادند.»

بر اساس گزارش «ایسنا» این اتفاق باید در روز سیزدهم‌آبان یعنی روزی که حضور سنگین نیروهای انتظامی و سپاه و بسیج از صبح زود برای جلوگیری از حضور پر رنگ حامیان «جنبش سبز» و تحرکات احتمالی آنها در تمام خیابانهای شهر تهران احساس می‌شد و نیروهای مذکور بدون استراحت در خیابانهای تهران به ماموریت تنبیه نیروهای معترض به وضعیت موجود مشغول بودند؛ اتفاق افتاده باشد.

حالا تصور کنید در ساعتی که این اتفاق دردناک در حاشیه یک خیابان تهران اتفاق می‌افتاد مجموعه نیروی انتظامی که موظف بود در این ساعت در پست خدمتی خود حضور داشته باشد به مرخصی تشویقی بابت حضور موفقیت‌آمیز امروز صبح تشریف می‌برده است.

در چنین شرایطی تکلیف شهروندانی که برای امنیت خود و خانواده‌هایشان هر ماه مبالغی از حقوقشان به عنوان مالیات به صندوق مالیاتی دولت واریز می‌شود اما در موقع لزوم ونیاز به داشتن حاشیه امنیت، از حضور پلیس خبری نیست، چیست؟

این اتفاق تنها نمونه‌ای از خروارها اتفاقی است که اینروزها به سبب تعاریف جدید از وظایف نیروی پلیس اتفاق می‌افتد و خبر آن اجازه رسیدن به افکار عمومی را پیدا می‌کند. اضافه کنید به اینها خبرهایی که اجازه رسیدن به گوش افکار عمومی را پیدا نمی‌کنند و یا قربانیان به دلیل حفظ ته‌مانده آبروی باقیمانده خود اجازه انتشار آن را نمی دهند.

راستی به کجا می رویم؟