‏نمایش پست‌ها با برچسب مخملباف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مخملباف. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ خرداد ۵, سه‌شنبه

خواب خوش

اوایل کار دولت نهم عکسی از تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام در اشغال سفارت آمریکابدست یک خبرنگار خارجی رو شد که شباهت فوق العاده دکتر "محمد اصغری"،نماینده سابق مجلس به دکتر "محمود احمدی نژاد"باعث یک جنجال سیاسی بر علیه کشور ایران شدکه:ای داد و بی داد ریس جمهور ایران کسی شده است که در اشغال سفارت ما دست داشته است.

"ابراهیم نبوی "آنروزها به طنز نوشت :آنچیزی که جنجال آفرین را به اشتباه انداخته چهره لباس و آرایش امروز آقای "احمدی نژاد"است چه اینکه در آنروز همه این نوع ریش و لباس وآرایش را داشتند ولی همه عوض شدند الا ریس جمهور دولت نهم ایران که نه تنها در چهره ولباس(کاپشنی که باید کم کم موزه ملی مردم شناسی ایران جایی برای آن مهیا کند)بلکه همچنانکه در رفتار مدیریتی وی در چهار سال گذشته شاهد بودیم حتی در تفکرات هم همان آدم ۳۰سال پیش است.

وزیر بازرگانی دولت نهم دیروز در یک اجتماع سخنان خنده داری گفت و روزنامه "ایران"که از اموال عمومی استفاده می کند وحق جانبداری از کاندیدای خاصی را ندارد طبق معمول وبه صراحت تبدیل به بلند گوی تبلیغاتی دکتر "احمدی نژاد "شده ، و سخنان وزیر بازرگانی را در صفحه اصلی منتشر کرد.آقای وزیر در بخش قابل توجهی از سخنان خود به تلویح مهندس "میر حسین موسوی" و حامیان او را با این جمله زیر سوال بردکه:می خواهند کشور رابه مدل ۲۰سال پیش برگردانند.

"محسن مخملباف"در نامه زیبایی که در حمایت از "میر حسین موسوی " نوشت ،اشاره کرد که :همه می گویند میر حسین ۲۰سال پیش چنین بوده چنان بوده،آقا! بیست سال پیش من و شما هم این که امروز هستیم نبودیم «میر حسین»هم امروز آنی که بیست سال پیش بود نیست.

اقای وزیر! هم به قول آقای "مخملباف "هم به قول آقای "نبوی"هم به شهادت رفتارهای آقای احمدی نژاد همه مردم تغییر کرده اند و تغییر می کنند الا آقای احمدی نژاد و روزنامه" کیهان "و "ایرا ن "که فکر می کنند هنوز زمان جنگ است .اما شرمنده! ملت ایران تفکرات دقیانوس را به نانی هم نمی خرند .میخواهند تغییر کنند پولتان ارزش ندارد.

توضیح ضروری :همه نقل قولها نقل به مضمون است.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 4:6 توسط علی مصلحی

۱۳۸۸ خرداد ۲, شنبه

کتیبه

کتیبه عنایتی را در ویژه نامه فرهنگیان حامی میر حسین خواندم ."فریاد" رسای "اخوان ثالث" پس از سالهااز کتیبه به گوش رسید .با خود قراری گذاشتم که به قول استادم "عنایتی" لالمونی را پس بدهم.جالب است در کاشان ما به سکوت می گویند "لالمونی"و برای ادای آن از مصدر "گرفتن"استفاده می کنند.پس بی دلیل نخواهد بود که من وقتی می خواهم منشی غیر از سکوت پیش بگیرم بگویم :لالمونی گرفته پس میدهم.

در اولین ملاقات دوستان ما با اعضای شورای مرکزی ستاد اصلاح طلبان حامی "میرحسین موسوی"در کاشان تمام تلاش ما برای جور کردن حداقل ۲۰نفر به ناکامی انجامید و دوستم آقای "وحید محمد زاده "در توجیه نیامدن دوستان گفت:دوره آقای خاتمی موجی ناخودآگاه مارا برای ستادها هدایت می کرد،اما امروز در نبود این موج هر کس برای نیامدن خود آگاه دنبال بهانه می گردد.اما برای همه ما غیر قابل باور بود که این موج بسیار زودتر از دوره آقای خاتمی فراهم شود تا همه ما شاهد باشیم هنگام افتتاح ستاد مرکزی اصلاحطلبان حامی "میرحسین موسوی"در کاشان از لحظات ابتدایی شروع مراسم جا برای نشستن و از چند لحظه بعد جابرای ایستادن نبود.این در حالی بود که عده زیادی ا ز طرفداران برای شنیدن سخنان "میر حسین"که مستقیما از شبکه ۱سیما پخش می شد به ستاد نیامده بودند و خبر نداشتند که ستاد پیش بینی لازم را برای پخش مستقیم سخنرانی فراهم کرده است.

یادم می آید سه یا چهار روز مانده به دوم خرداد ۷۶روزنامه "سلام"تنها رسانه حامی آقای"خاتمی"در آنروزها نوشت:موج جدید حمایت از خاتمی سراسر کشور را فرا گرفت. و ذیل آن نوشته بود :"محسن مخملباف"کارگردان نامی سینمای ایران از خاتمی حمایت کرد.

"مخملباف"۲۰روز مانده به ۲۲خرداد از میرحسین حمایت نموده است.

دوستم از یکی از خبر گزاریهای نزدیک به دولت تماس گرفت و گفت: موج جدید حمایت از "میر حسین موسوی"سراسر کشور را فرا گرفت.

لالمونی نمی گیریم.یاحق

+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 21:55 توسط علی مصلحی

۱۳۸۷ شهریور ۲۳, شنبه

پای ریگ در کفش داما دی

قبل التحریر: در مورد «درستکاری سیاسی» «علی‌فلاحیان» بیشتر خواهیم نوشت.
می‌گویم: درست که من هنوز خیلی کودک و کوچک هستم. به سن تکلیف، ازدواج و قانون نرسیده‌ام. به قول بعضی حالا اول چلچلی و به قول بعضی دیگر اول اللی تللیمان است. درست! اما از قدیم و ندیم گفته‌اند و چه خوب گفته‌اند که: ترس برادر مرگ است. و من می‌ترسم اگر زود برای ازدواج اقدام نکنم، بلا‌به‌دور! بلابه‌دور! بلایی بر سرم بیاید و تا بروم بجنبم، سرم را روی خشت خام بجنبانند که: یا فلان ابن فلان اسمع افهم.. الخ.
اصلا می‌ترسم نصف دینم کامل نشده بمیرم. یا «کام از دل بر نیامده جان از تن براید»
خواجه رندان، «حافظ شیراز» می‌گوید:
 «رقص بر شعر‌تر و ناله نی خوش باشد خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند»
و چرا من از توفیق نگار و رقص و دست و....... محروم باشم؟
بگذریم. این ترس‌ها و ترس‌های زیاد دیگری که درج آن‌ها از حوصله این مقال خارج است، بنده را بر آن داشت: «بسته پیشنهادی» خود را به محضرتان تقدیم نموده، دست گدایی‌ام دراز و منتظر مساعدت. خصوصا از جمعیت بزرگوار نسوان. و اما:
محتویات «بسته پیشنهادی»
بدینوسیله اینجانب: ریگ۳۶ ساله دارای مدرک تحصیلی دیپلم، بیکار، اهل کشور ایران که: اخیرا (یعنی ظرف همین سه سال اخیر) به بمب (ببخشید) انرژی هسته‌ای دست پیدا کرده (که کپی مدارک مصدق آن نیز نزد «موسویان» موجود است) آمادگی کامل خود را برای امر مهم ازدواج اعلام می‌نمایم. من خیلی سخت‌گیر نیستم اما از باب رعایت سنت‌های مرسوم چند شرط مختصر. و اما شروط و شرایط:
۱-خیلی مهم نیست که تا به حال تجربه ازدواج دارد یا نه؟ یا اینکه از همسر قبلی‌اش طلاق گرفته یا همسر قبلی‌اش او را طلاق داده. مهم اینست که: فرق سهم فعلی کشور ایران از «دریای خزر» و ثروت‌ها و منابع آن، با سهم کشور ایران قبل از «دعای فرج» و ثروت‌ها و منابع آن قبل از دعای مذکور را بداند. اینکه مثلا عروس‌ها و پری‌های دریایی دریای خزر طلاق گرفتند یا طلاقشان دادیم؟
۲-خیلی مهم نیست که بچه دارد یا نه؟ یا اصلا چند بچه دارد؟ مهم اینست که: نسل اسلام در چنین شرایط حساسی احتیاج مبرم به افزایش نسل دارد. آیا توانایی بارداری‌های متعدد برای افزایش سربازان اسلام، به جهت حملات احتمالی دشمن را خواهد داشت. (تربیت آن‌ها خیلی مهم نیست)
۳-خیلی مهم نیست که بساز است یا نه؟ مهم اینست که فرق بین «مسجد مقدس جمکران» و صحن عمومی سازمان ملل را بداند.
۴-خیلی مهم نیست که سر چند شوهر قبل از من را خورده و راهی گورشان کرده؟ مهم اینست که مرا به سمت گور سرازیر نکند. (توضیح اضافی) رای به «خاتمی» مرا به گور می‌فرستد. رای به «مخملباف» کشور مرا.
۵-خیلی مهم نیست خوشگی یا زشتی؟ (من خیلی به این چیز‌ها گیر نمی‌دهم) اما مهم است که فرق بین سفره ایضا دوشیزه‌های خوشگل «لبنان» و «فلسطین» را با سفره‌ها و دوشیزه‌های ترشیده ایران را بداند. ضمنا بداند، نفت آنقدر‌ها نیست که سر سفره ما برسد. ما می‌توانیم به جای نان و نفت: نان و پنیر یا نان و مرغ و مسما و...... الخ بخوریم و جوش به دل مردم لبنان کنیم که نان و نفت می‌خورند. (توضیح اضافی) من نمی‌دانم چرا این‌ها نفت می‌خورند و اینقدر خوشگلند ومردم ما مسما و اینهمه.....
۶-خیلی مهم نیست از هر انگشتش صد هنر ببارد و در فنون متعدده مثل: کوزه‌گری، رفوگری، رفوزه‌گری، نگارگری، انگشت نگاری از اتباع بیگانه و....... الخ دیپلم داشته باشد. اما خداییش خیلی مهم است «دکترای افتخاری» داشته باشد فقط از «آکسفورد». جای دیگر باشد قبول نمی‌کنم.
۷-خیلی مهم نیست که دقیقه به ساعت به درآمد ناچیز من گیر بدهد. اما مهم است فرق نفت ۷دلار با نفت ۱۴۷دلار را بداند.
۸-خیلی مهم نیست اهل سینما و سینما رفتن باشد یا نباشد. اما این دیگه خداییش نامردیه که: خبر نداشته باشه: «دهنمکی» و «کیمیایی» هر دو «مسعودند» اما این کجا؟ و آن کجا؟
۹-خیلی مهم نیست که: اهل شعر و ادبیات و فرهنگ و این‌جور چیز‌ها باشد. اما بد نیست فرق بین «فرهنسرا» و «کشتارگاه» را بداند.
۱۰-و اما خیلی هم مهم نیست که خیلی مهم باشد. برای عروسی همگی تشریف بیاورید. پذیرایی با: کتک. چوب. چماغ. کیـــــــــــــــــــــــک زرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت‌ها:
در مورد: «درستکاری سیاسی» آقای «علی فلاحیان» بیشتر خواهیم نوشت.