‏نمایش پست‌ها با برچسب رحیمی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رحیمی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

دکترای تخصصی جدی!

مناظره آقای دکتر «محسن رضایی» و آقای «احمدی نژاد» یادتان هست؟ انجا که آقای «رضایی» به آقای «احمدی نژاد» ایراد می گیرند که در دولتشان نه تنها از حضور نخبگان استفاده نمی شود بلکه نخبگان طرد می شوند به دلیل اینکه نخبگان برده نیستند و آدم را به چالش می کشند و آقای «احمدی نژاد» کابینه ای برده می خواهد و فاقد چالش؟ و حتما جواب آقای «احمدی نژاد» هم در خاطرتان مانده : « آقای "رضایی!" شما سطح تحصیلات اعضای کابینه را ببینید! اکثرا دکترای تخصصی جدی !» و روی واژه "جدی" تاکید هم می نمایند و بعد جدی را توضیح می دهند که یعنی کنکور شرکت کرده اند و سر کلاس نشسته اند و واحد گذرانده اند و...نه مثل اغلب مدارک که یکدفعه وارد بازار شد؟
دکتر «علی کردان» مرد. خدا رحمتش کند .من به سهم خود برای او و برای همه انسانها از خداوند طلب آمرزش می کنم . در این طلب آمرزش پیش از دیگران به خودم رحم می کنم چون خودم هم به رحم و آمرزش خداوند نیازمندم. اما این طلب آمرزش با عث آن نمی شود که پرونده خیانتهای از پرده برون افتاده مرحوم دکتر «کردان» را به فراموشی سپرده و به دیگرانی که می خواهند با نام بردن از او به عنوان کسی که سالها با جعل مدرک و دروغ، از تمام امکانات مادی و معنوی متعلق به مدرک جعلی سود برد، هم بخواهم که پرونده او را به فراموشی بسپارند. بر عکس هم به سهم خودم تلاش می کنم تا با باز تاباندن نور حقیقت بر این پرونده ، ابعاد گسترده آنرا بیشتر از پیش بر ملا کنم و هم می خواهم وتلاش می کنم تا پرده ها از سایر رفتار او نیز کنار زده شود تا مردم هر چه بیشتر با سرنوشت خیانت و دروغ آشنا شوند.
پس از درگذشت آقای دکتر«کردان» «محمدرضارحیمی» یار غار و همدست و همپیمان نزدیک او در اکثر تقلبات، و کسی که خود نیز به انواع سوءاستفاده ها از جمله جعل مدرک متهم بود و با عنایات خاص ناشی از سرقت آشکار آراء مردم به پست مهمی دست یافته بود؛ از بنیاد شهید و امور ایثارگران درخواست کرد تا موضوع شهید اعلام نمودن مرحوم دکتر «علی کردان» را بررسی نمایند.
امروز در جلسه رسمی هیئت دولت که به ریاست آقای دکتر «محمود احمدی نژاد» تشکیل شد، آقای «دانشجو» وزیر علوم نتیجه بررسی درباره وضعیت مدرک تحصیلی آقای «رحیمی» را به استحضار هیئت دولت رسانده است و خیلی خلاصه اینکه مدرک دکترای نامبرده فاقد وجاهت و صلاحیت قانونی است.
برخورد آقای «احمدی نژاد» با گزارش بسیار جالب و حیرت انگیز بوده است: آقای«رحیمی» از مدرک دکتری خود استفاده نمی کنند و دیگر کسی ایشان را «دکتر» خطاب نکند تمام.
حالا معنی دکترای تخصصی جدی را متوجه شدید؟

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه

خیمه شب بازی

روزنامه «کیهان»در تاریخ 78/2/1 در مطلبی تحت عنوان «درخواست استفاده از عامل سیا» در ستون خبر ویژه نوشت که آقای «هوشنگ امیر احمدی» با مساعدت آقای «رحیم مشایی» در ایران است.
نزدیک به دو سال بعد از پخش این خبر توسط روزنامه «کیهان» و در بهمن ماه گذشته آقای «مشایی» مشاور و ریس دفتر رییس جمهور، در جلسه هفتگی «جامعه اسلامی وعاظ » و در پاسخ به سئوالی در مورد «هوشنگ امیراحمدی» گفت:« خدا شاهد است كه اين دروغ است من به همين جهت عليه روزنامه كيهان شكايت كرده‌ام و حتما اين روزنامه محكوم خواهد شد.اگر اين روزنامه محكوم نشود من مسلمان نيستم. چون دروغ بسيار بزرگي را نوشته است».
کمتر از دو هفته پیش دادگاه مطبوعاتی روزنامه «کیهان» در پی شکایتهای متعدد و از جمله شکایت آقای «مشایی» برگزار وبا صدور حکم برائت از تمامی موارد اتهامی به کار خود پایان داد.حالا باید «جامعه اسلامی وعاظ» تشکیل جلسه داده و آقای «احمدی نژاد» را به علت انتساب یک غیر مسلمان به سمت ریاست دفترخود مواخذه نمایند.اما اخیر یک مقام مشابه آقای «مشایی» در پاسخ به اتهاماتی متفاوت با اتهامات آقای « مشایی» و در پاسخ به نگرانیهای همان «جامعه اسلامی وعاظ تهران»ادعای جالبی نموده است. ادعایی در راستای ادعای آقای «مشایی»
واما پس از آنکه آقای «عبدالله رمضانزاده» استاندار اسبق کردستان در دوره اصلاحات، اتهاماتی را متوجه آقای «محمد رضا رحیمی» استاندار اسبق همان استان در دوره سازندگی و معاون اول ریس جمهورتقلبی امروز کرد و پاسخی جز زندان دریافت نکرد، اخیرا آقای «الیاس نادران» نماینده حامی ریس جمهورتقلبی در مجلس اتهاماتی مشابه و البته سنگین تررا متوجه نامبرده نمود و پس از آن چند تن از نمایندگان دیگر اصولگرا از جمله آقایان «توکلی» و «زاکانی» نماینگان اصولگرا و طرفدار آقای «احمدی نژاد» و «مطهری» نیز با ایشان در طرح و توجه اتهام همراه شدند. اما طرح آن اتهامات بزرگ، کوچکترین واکنش و توضیحی را به دنبال نداشت یا دستکم تاکنون به دنبال نداشته است.
اما پس از آنکه با همان عملیات مخصوص پشت پرده آبها از آسیاب افتاد، آقای «رحیمی» اخیرا به حرف آمده و در واکنش به اتهامات آقایان نماینده ، ادعا نموده است که :«اگر یکی از این اتهامات ثابت شود حاضرم دستم را قطع کنم».
البته که همانطور که در مورد کیهان و آقای «مشایی» اتفاق افتاد و تمام حساسیت «جامعه اسلامی وعاظ» تمام شد و آب از آب هم تکان نخورد، در مورد اخیر هم همین اتفاق خواهد افتاد . اما دیری نمانده است تا پرده از روی این عروسکهای «خیمه شب بازی» فرو افتاد وحقیقت چهره های دروغین شان بر ملا شود. اما آنروز مردم چونان امروزتنها تماشاگران ساده «خیمه شب بازی » نخواهند بود.
مطالب مرتبط:
نامه آقای نادران به آقای رحیمی
همه چیز در مورد آقای رحیمی

۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

فصل الخطاب

در یکی از دوره های «مجلس شورای ملی» سابق طرحی به مجلس تقدیم شده و مورد بررسی نمایندگان قرار می گیرد. طرح بدون مخالف در آستانه رای گیری و تصویب با اکثریت مطلق آراء است که نماینده ای اعلام مخالفت نموده و برای بیان دلائل مخالفت خود باطرحی که در آستانه تایید اکثریت بوده پشت تریبون می رود.
در آنزمان نماینده « مشهد » با توجه به سابقه و سن بالا اکثرا علیرغم آنکه هیچگونه عضویتی در ترکیب هیئت ریسه نداشته، اما اغلب در جایگاه هیئت ریسه می نشسته است و کسی جرات اعتراض به ایشان را نداشته . در همان حال صندلی متعلق به ایشان در بین نمایندگان خالی بوده است. آنروز هم طبق معمول ایشان در جایگاه هیئت ریسه حضور داشته است.
نماینده معترض ضمن نطقی کوتاه اما مستند ومستدل نظر تمام نمایندگان را نسبت به موافقت با طرح پیشنهادی عوض می نماید و در عرض مدت کوتاهی، کمتر از یکساعت اکثریت مطلق نمایندگان متوجه اشتباه بزرگ خود می شوند وطرح در آستانه تصویب از دستور کار مجلس خارج می شود.
نماینده « مشهد » که طبق معمول صندلیش بین نمایندگان خالی است و غیر قانونی در جایگاه هیئت ریسه نشسته است، نماینده معترض را مخاطب قرار می دهد و می پرسد: « آقای ... اینها که شما بیان فرمودید درد بود بفرمایید درمان چیست؟ راه چاره کدامست؟و نماینده بصیر وآگاه، با جدیت و جراتئی منحصر به فرد و برای اولین بار روبه نماینده مشهد نموده و می گویند : « اولین راه چاره آنست که شما از جایگاه هیئت ریسه برخاسته و برصندلی خودتان بنشیند».
***
نزدیک به پنج سال است که افرادی با کمترین میزان دانش و تخصص و آگاهی، به ناحق و صرفا به پشتوانه و استفاده از تنگ نظری وسوءاستفاده از اختیارات قانونی شورای نگهبان، در جایگاه نمایندگی مردم قرار گرفته، همزمان قوه مجریه کشور نیز با اراده و نظر مقام رهبری به طور کاملا غیر قانونی دو دوره است که در اختیار گروهی قرار دارد که علاوه بر اینکه کمترین اطلاع، تجربه، و سابقه اجرایی در کارنامه مدیریتی خود ندارند، فاقد کمترین تعهد اخلاقی نسبت تکالیف قانونی خود و حقوق متقابل شهروندان و جان ومال وناموس آنها می باشند.
نتیجه چنان شده است که هر از گاهی نماینده ای پرچم اعتراضی را نسبت به خیانتهای متعدد پنهان و آشکار متولیان نااهل، و غاصب بلند می کند و پیش از آنکه کمترین اثری به حال رعیت بیچاره داشته باشد با اشاره و تماسی از دفتر مقام رهبری ، موضوع «فصل الخطاب» مطرح، و موضوع مورد اشاره خاتمه یافته تلقی می شود.
آقای « الیاس نادران» نماینده اصولگرا، و مدافع آقای « احمدی نژاد» در مجلس شورای اسلامی که اخیرا آقای «محمدرضا رحیمی» معاون اول ریس جمهور را،«ریس حلقه فساد مالی خیابان فاطمی» معرفی و خواستار بازدداشت وی شده، بارها اعتراضات مستند، شفاف و آشکاری را بر علیه رفتارهای خارج از عرف و قاعده وقانون قوه مجریه و در راس آن آقای « احمدی نژاد» در صحن علنی مجلس مطرح نموده و نتیجه روشن، شفاف و آشکار آن اصرار بیش از پیش و شدت یافتن آن رفتارها با لجاجت بیشترتوسط ریس و مجموعه دولتین نهم ودهم بود است. کافی است سری به بایگانی نطق های اعتراض نمایندگان مجلس هفتم و هشتم بزنید سیاهه بلند بالایی از این موارد خواهید یافت که پس از آنکه بی توجهی مکرر ریس دولت سرو صدایی در مجلس به پا نموده، اشاره مقام رهبری « فصل الخطاب» و کور کننده نطق و سرو صدا بوده است.
به عنوان نمونه ماجرای مرحوم « علی کردان » به عنوان وزیر کشورو نطق های مخالفان وموافقان آنرا بهنگام رای گیری ایشان یاد آوری می نمایم .شما خود حدیث مفصل از این مشت نمونه خروار بخوانیدو بنگرید که چگونه علیرغم آنکه تمام نمایندگان بلااستثنا متوجه مدرک تقلبی و دورغگویی وی شدند، نامه ای و اشاره ای ایشان را بر صندلی وزارت نشاند. و در کمتر از 4 ماه بعد همین نمایندگان به استیضاح وی رای دادند.اینبار البته شدت افتضاح کار را از دست برهان «فصل الخطاب» خارج نموده بود.
آقایان « الیاس نادران» « علی مطهری » « احمد توکلی » « علی رضا زاکانی » و تمامی نمایندگانی که « سبزها» را فتنه می دانید!دردها را مردمی که به شما رای داده یا نداده اند از شما بهتر می دانند،
خطبه های نماز جمعه 29 خرداد ماه سال گذشته را فراموش کرده اید: « ...البته نظر ایشان به نظر بنده نزدیک تر است...»
بالاتر از ریاست قوه قضاییه کسی قرار گرفته که البته نظر آقای « احمدی نژاد » به نظر او نزدیک تر است . همان که مقیاس و معیار خوبی وبدی از نظر شما نظر اوست وحرف و نظر او «فصل الخطاب» است. آیا اولین راه چاره آن نیست که : شما «وکیل السلطنه ها» از جایگاه «وکیل الرعایایی» برخاسته و روی صندلی خالی و متعلق به خودتان بنشیند.؟
در همین رابطه: علی مطهری: اتهامات رحیمی جدی است .احمدی نژاد همکاری کند

۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

افتضاح قوا

پس از حماسه درخشان و غرور آفرین دوم خرداد 76، بررسی های موثق نشان از آمار آراء بیش از واجدین شرایط استان کردستان می داد که آنروزها آقای « محمدرضارحیمی » را در سمت استانداری خود داشت.
این پدیده نادر حکایت از تقلب و دستکاری آشکار در آرا و امانت مردم می داد.
علیرغم رای بی نظیر و غیر قابل پیش بینی آقای خاتمی و پیروزی اصلاح طلبان، دو هفته نامه « عصرما» ارگان « سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» در گزارش مبسوطی خواستار پیگیری موضوع و آشکار شدن عواقب مسئله شد، اما نه تنها هیچ اراده ای در قوه قضاییه برای پیگیری موضوع و طرح شکایت و تنبیه نامبرده توسط مدعی العموم وجود نداشت، بلکه ریاست وقت قوه قضاییه با بیشرمی آشکار استاندار متخلف و برکنار شده را مورد تفقد و تشویق قرار داده، در پست بالاتر و حساس تری در قوه قضایه بکار گمارد. صدای اعتراض رسانه های مسقل و متمایل به اصلاحات، به این انتصاب مضحک بطور کلی ناشنیده تلقی و برای همیشه بدون پاسخ ماند.اگرچه شاید آنروزها شرایط برای پاسخ به آن اعتراضات مهیا نبوده و معترضین آنروز ، امروز تاوان اعتراض و پاسخ سئوال شان را در اوین دریافت می نمایند.
اما چه کسی باور می کرد که متقلب آنروز، دوازده سال بعد؛ پس از اما اگرهای فراوان بر سر ثروت باد آورده و پرونده های مفتوح مالی متعدد به علاوه مدرک تحصیلی مشکوک به جعل، بر کرسی معاون اولی ریس جمهور تکیه بزند و تمام نمایندگان به اصطلاح اصول گرا و مدافع ارزشها هی درباره پرونده های او طرح شبهه و اشکال نمایند و آب هم از آب تکان نخورد و به قولی گوش اگر گوش آقای «احمدی نژاد» است و ناله اگر ناله نمایندگان مجلس هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی؛ آنکه البته بر صندلی معاون اولی تکیه می زند کسی نیست جز آقای « محمدرضا رحیمی».
کمترین شکی جود ندارد که آقای «احمدی نژاد» هنگام انتصاب و انتخاب آقایان«رحیمی» « مشایی» مرحوم« کردان» و عزل و نصبهای فراوان از این دست هم به سوابق سوء حضرات واقف است و هم به نارضایتی شدید افکار و وجدان عمومی جامعه خصوصا علما ونمایندگان مجلس و واکنشهای شدید آنها راهم پیش از اقدام به عزل ونصب رصد می نماید. اما با اینحال با خیال راحت کار خود را انجام می دهد و به هیچ واکنشی هم توجه ندارد مگر آنکه واکنش یک بازی پنهانی مضحک برای فریب مردم و طبقه ارجمند علما و حوزه باشد .( نامه رهبری نظام برای برکناری مشایی از سمت معاون اولی پس از اعتراض شدید قم و نمایندگان)
اما آنچه که جای تاسف وتاثر شدید دارد اعتراض پی در پی و دنباله دار و صد البته بدون کمترین فایده جمعی از نمایندگان اصولگرای مجلس به این رفتارها و تکرار بیش از پیش آن توسط ریس جمهور از یکطرف و حمایت شدید همان نمایندگان از مجموعه این دولت از طرف دیگراست.
صدور بیانیه های متعدد تشکر از و دفاع از بیانات حکیمانه مقام رهبری در دفاع از آقای «احمدی نژاد» نوشتن نامه با امضای بیش ازدویست و هفتادهشتاد نفر از نمایندگان مجلس در حمایت از برنامه های حکیمانه«ضرغامvt» - که چیزی غیر از دستاوردهای دولتین نهم و دهم را نمایش نمی دهد- و... را می توان مشتی نمونه خروار معرفی کرد.
پنج سال گذشته به جرات می توان ادعا نمود سرمایه و انرژی های بسیار ارزشمندی از این کشور و ملت و نظام صرف این دور باطل مسخره شده و آب هم از آب تکان نخورده است.
به دنبال اعلام خبر دست داشتن بعضی از دولتمردان عالی رتبه در یک افتضاح مالی شدید در کشور بعضی از گمانه زنیهای موثق « محمدرضا رحیمی » معاون اول ریس جمهور را به عنوان یکی از اعضای ارشد این باند معرفی می نماید. چند روز دیگر این گمانه زنیها توسط مراجع ومنابع رسمی صورت آشکارتری به خود خواهد گرفت . اما همانگونه که بیش از یک دهه پیش در ریاست آقای « محمد یزدی » بر قوه قضاییه اراده ای برای پیگیری تخلف آشکار ایشان وجود نداشت، و در دوران ریاست آقای «شاهرودی» بر قوه قضاییه این بی ارادگی شدت یافت، دوره معاصر نیز به قولی« دعوا بر سر لحاف ملا » خواهد بود و موضوع از اعتراض شدید نمایندگان اصولگراتر مجلس فراتر نخواهد رفت و آنچه البته به جایی خواهد رسید فریاد حق طلبی جنبش سبز ایران است که سر باز ایستادن ندارد و به موقع اصولگرایی به معنای واقعی کلمه را به کرسی نشینان بهارستان یاد خواهد داد.
ایدون باد