‏نمایش پست‌ها با برچسب وبلاگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب وبلاگ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۹, سه‌شنبه

گوگل شما را گول نمی زند، به خودتان نگاه کنید

من هر روز «نارنجی» می‌خوانم. شاید می‌پرسید «نارنجی» دیگر چه صیغه‌ای است.
 «نارنجی» یک وبلاگ جالب و ارزشمند است، که همه جور اطلاعات، از شیرِمرغ تا جان آدمی‌زاد، در آن یافت می‌شود.
 مثلا؛ همین الان دارد مجموعه یادداشت‌هایی را به صورت دنباله‌دار در مورد «دره سیلکون» منتشر می‌کند که ضمن جذاب بودن، بسیار هم آموزنده و موثر است، البته برای کسی که گوش شنوایی برای آن حرف‌ها داشته باشد.
 این وبلاگ توسط چند وبلاگ‌نویس با‌سواد مدیریت می‌شود، که هر کدام برای خود یک وبلاگ جدا و مستقل هم دارند. از جمله «جادی» که وبلاگ «کیبر‌د آزاد» را می‌نویسد.
 «جادی» در وبلاگ خود گزارشی منتشر نموده‌است، از دستگیری دو رمال، فال‌گیر یا پیش‌گو و از این حرف‌ها، که جرمشان این بوده که برای پیش‌بینی آینده و دادن اطلاعات از گذشته مشتریان خود، به گوی بلورین و فنجان قهوه و ورق و نخود و... مراجعه نکرده، و از «گوگل» کمک می‌گرفته‌اند و جالب بوده‌است که اکثر پیش‌ینی‌های آن‌ها هم درست از آب در‌می‌آمده است.
 خوب شما برای آنکه فال مرا بگیرید، لازم است از من بپرسید نامم چیست؛ و وقتی گفتم «علی مصلحی»، کافی است، همین عبارت را در «گوگل» سرچ کنید تا به آسانی به فیس‌بوک و تویتر و فرندفید و وبلاگ من، راهنمایی شوید. حالا هرچه بخواهید درباره من آنجا هست. می‌توانید از روی آن خوانده و برای من توضیح دهید. خوب مسلم است که همه درست از آب در می‌آید.
 اگر هم نامم را دروغ بگویم و اطلاعات اشتباه باشد، خودم به این توهم می‌افتم که چقدر کار این‌ها دقیق است.‌ای کاش نامم را درست می‌گفتم و درباره خودم اطلاعات صحیح می‌گرفتم.
اما حقیقت آنست که آدم همه اطلاعات درباره خودش را خودش دارد و هیچ نیازی به فال‌بین و پیش‌گو و این‌ها ندارد.
 اوج حماقت و بی‌سوادی است که، ما وقتی ناساز می‌شویم و به حکم عقل باید به متخصص مراجعه کنیم و ویزیت شویم، خودمان انواع و اقسام تخصص‌ها در حوزه پزشکی را پیدا می‌کنیم و برای خودمان نسخه می‌پیچیم. اما وقتی کمی روان‌پریشی به سراغ‌مان آمد، به بی‌سواد‌تر از خودمان مراجعه می‌کنم که فال‌مان را بگیرد و از گوی بلورین و نخود و فنجان، خبر سرنوشت. تقصیری هم نداریم. هزاران سال است، با خرافه به دنیا آمده‌ایم، با خرافه بزرگ شده‌ایم، و با خرافه هم به خاک سپرده می‌شویم. خرافه آمده است تا حال کند و ما زجر بکشیم.
 این مقدمه همه‌اش بهانه شده، تا اشاره‌ کنم که اگر ۷۰۰ سال پیش، حضرت شیخ اجل، به تنهایی و عیارانه فریاد می‌زد «خلق می‌پوشند و ما بر آفتاب انداختیم»، امروزِ روز اگر رندی مخصوص اینترنت بلد نباشی و عیاری بر آفتاب انداختن هم نداشته باشی، و وارد آن شوی، حکم پادشاهی را داری که نه خیاطان شیاد، که اینترنت عریانت نموده است و خود خبر نداری و در حالی که عریان در مری و منظر مردم قدم می‌زنی، و باد «شرم» و «غیرت» هم در غبغب انداخته‌ای، بی‌خبری  از آنکه به انگشت کودکان کار بلد نشان داده می‌شوی و مضحکه شده‌ای.
از قدیم گفته‌اندک «یا ممکن با پیل‌بانان مشورت، یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل»
 و حالا یا نباید وارد دنیای پیچیده و مخوف اینتنرت شوی، یا اگر شدی باید خود را ملتزم به قواعد و لوازم این حضور بدانی. از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های این دهکده کوچک آنست که خشک‌سالی آنقدر حاکم است که حتی قطره‌ای آب برای جانماز آب کشیدن یافت نمی‌شود.
 شاید گمان کنی که مثلا کامنت گذاشتن روی پیچ یک دختر، از یک «آی‌دی» متفاوت، شاید یک گیر کار را رفع کند، اما اینجا هزار کوچه پس کوچه و هزار گیر دیگر دارد که می‌تواند دست تو را رو کند. حالا تو برای اثبات بی‌گناهی هی از قران و خدا و پیامبر شاهد بگیر و قسم بخور و قرص منکر باش! اما خبر نداری که این محکمه تقریبا در یک اِشل کوچک‌تر،‌‌ همان دنیایی است که وعده می‌دهند و می‌گویند: «...... و تشهد ارجلهم بما کانو یکذبون»
 بله! اینجا دامن خشک و‌ تر همه، خودبه‌خود بر آفتاب افتاده است، و اگر از جماعت خلایقی هستی که اهل «پوشاندن» هستی، بهتر است بروی به سراغ‌‌ همان پیرز‌ن‌های فال‌فروش سر کوچه، و از خیر این گوی بلورین «گوگلی» بگذری.

۱۳۹۰ شهریور ۱۷, پنجشنبه

10سال بلاگستان فارسی


سرویس‌های میزبانی وبلاگ «بلاگر» و «وردپرس» از حدود یکسال پیش به اینطرف در ایران فیلتر شده‌اند.
 وبلاگ‌نویسانی که مخاطب‌محور هستند و از دست دادن مخاطب یا مخاطبینی که به هر دلیل نمی‌توانند از وبلاگ یا وب‌سایت‌های فیلتر شده بازدید نمایند، برایشان اهمیت دارد، از ثبت و انتشار محتوای وبلاگ خود روی این دامنه‌ها خودداری نموده و سعی می‌کنند از سرویس‌های میزبانی وبلاگ وطنی استفاده نمایند.
خیلی از وبلاگ‌نویسان ارزشمند و مولف هستند که وبلاگ  و تولید محتوای مفید، در کنار استفاده از خدمات مدرن و پشتیبانی قوی،  مطمئن و به‌روز برایشان اهمیت دارد، اما آشنایی کافی و حوصله فراگیری فنون کار با سرویس‌های وبلاگ خارجی را ندارند و به همین دلیل ترجیح می‌دهند وبلاگ خود را روی دامنه‌ی میزبانی وبلاگ ایرانی منتشر،  و از خدمات بهینه سرویس‌های بیگانه چشم‌پوشی نمایند.
برای عده‌ای از وبلاگ‌نویسان عموما تولید محتوای مفید و ارزشمند و نیاز به خدمات بهینه و پشتیبانی قوی، خیلی موضوعیت ندارد و متاسفانه باید گفت محتوای این گونه وبلاگ‌ها که به محتوای زرد مشهور است، مخاطبین خود را در میان طیفی  جستجو می‌کند که ترجیح می‌دهند به شکل سهل‌الوصولی مطالب مورد علاقه خود را دریافت نمایند.
مطالب اکثر این وبلاگ‌ها که متاسفانه با عدم احترام به حقوق مولف و کپی و بازنشر مطالب از دیگر سایت‌ها و وبلاگ‌ها همراه است، مطالب سخیف، نازل، سطحی و گاها همراه با عکس‌ها و مطالب مستهجن می‌باشد.
اما درمیان طیف متنوع وبلاگ‌نویسان ایرانی بعضی از وبلاگ‌نویسان هستند که «وبلاگ» و «وبلا‌گ‌نویسی» و تولید محتوای مفید برایشان اهمیت ویژه‌ای دارد. برای این گروه نوع مخاطب و نگاه و بازخورد، بسیار مهم‌تر از تعداد آنها است. به همین دلیل محتوای تولید شده باید در بهترین شکل و شرایط در اختیار مخاطب قرار بگیرد. چنین شرایطی به خدمات مدرن، به‌روز و پشتیبانی مطمئن همراه با احترام به حقوق مولف و تضمین شرایط مناسب، نیازمند است که باید گفت، متاسفانه در سرویس‌های میزبانی وبلاگ وطنی مورد توجه قرار نگرفته و به همین جهت اکثر این وبلاگ‌نویسان ترجیح داده‌اند به رغم تمام محدودیت‌های موجود برای سرویس‌های میزبانی وب بیگانه، وبلاگ‌های خود را روی این دامنه‌ها ثبت و منتشر نمایند.
 شانزدهم شهریور ماه  روز «بلاگستان فارسی» است.
وبلاگ‌نویسان ایرانی فعال در حوزه‌های مختلف، برای این روز برنامه‌های خاصی داشته و دارند. از جمله آنکه اکثرا پستی به مناسبت این روز و درباره مسائل مربوط به «بلاگستان‌فارسی» و وبلاگ به طور کلی در وبلاگ خود نوشته،  لینک آنرا همزمان به سایت «بلاگستان‌فارسی» ارسال می‌کنند تا در آن سایت بازنشر شود.
یکی از اهدافی که فعالین این عرصه و برگزارکنندگان «هفته وبلاگ‌نویسی» و به دنبال آن «جشنواره های فضای مجازی» از برگزاری چنین رویدادهایی دنبال می‌کنند، ایجاد همدلی و همراهی بیشتر میان جماعت وبلاگ‌نویس و کمک  به ایجاد بستری مناسب‌تر برای فعالیت در این عرصه، در سایه قدردانی از پیشکسوتان و زحمت‌کشان این عرصه است.
من سال گذشته به این مناسبتها دو پست (+) (+) نوشتم. امسال نیز پستی در روز جهانی وبلاگ نوشتم. به اکثر وبلاگ‌هایی هم که در این فراخوان شرکت کرده  و طی هفته گذشته در این پروسه فعال بوده‌اند، سر زده و تا آنجا که برایم مقدور بود با گذاشتن کامنت و تبریک، همدلی و همراهی خود را به این دوستان اعلام نمودم.
نکته‌ای که توجه مرا به خود جلب نمود این بود که، اکثر قریب به اتفاق وبلاگ‌نویسان ایرانی فعال در این پروسه، وبلاگ‌های خود را روی سرویس‌های میزبانی وب خارجی از جمله «بلاگر» و «وردپرس» فعال نموده بودند و گرایش به سمت استفاده از خدمات رایگان سرویس‌های وبلاگ دهی وطنی  بسیار اندک و در حد ناچیز بود.
در همین‌روز نامه‌ سرگشاه‌ای با امضای «جمعی از وبلاگ‌نویسان ایران» روی شبکه جهانی منتشر شد، که در بین بیش از 30 وبلاگ معرفی شده، یک وبلاگ متعلق به سرویس‌های وبلاگ وطنی هم موجود نبود.
 این عدم اقبال وبلاگ‌نویسان برتر ایرانی به سرویس‌های وبلاگ ایرانی موضوعی است که به گمانم شایسته دقت نظر و توجه از طرف،  هم وبلاگ نویسان و هم مدیران و مسئولین این سرویس‌ها است.

۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

روز بلاگستان فارسي مبارك

«... ابتدا كلمه بود...»
و حالا هم فقط «كلمه» هست. بزرگترين و برترين سرمايه يك انسان. سرمايه‌اي كه اصل زندگي است. مرگ ندارد و نمي توان آنرا به بند كشيد. نمي توان آن را به اسارت برد. نمي توان آن را زندان كرد.
و براي يك نويسنده مهمترين لذت آنست كه «كلمه» را زندگي مي كند. و براي يك «وبلاگ» نويس هم.
و اين سرمايه و ثروت شايد بتوان گفت مهمترين و بهتر و بيشتر بگوييم تنها سرمايه و ابزار «و بلاگ نويس» است.
امروز روز «كلمه» است براي ما «وبلاگ» نويسان ايراني. شانزدهم شهريور روزي است كه اولين «وبلاگ» ايراني متولد شده است.
و از آن روز به اين طرف سهام عدالت «كلمه» عادلانه بين همه نويسندگان و «وبلاگ» نويسان ايراني توزيع شده است.
اما آيا بعد از آن هم امكان زيستن «كلمه» براي همه عادلانه بوده است؟
اين سئوالي است كه پاسخ آن هوشياري و همت بيشتر اهالي «وبلاگستان» را طلب مي كند.
از چند روز پيش با همت پيگير و ستايشمند «بلاگ نوشت» «وبگاه رسمي بلاگستان فارسي» راه اندازي شده است. از حالا بياييم عضوي هر چند كوچك از اين جامعه بزرگ باشيم.
****
از اولين ماههاي شروع بكار «سردبيرخودم» من مشترك فيد اين وبلاگ بوده‌ام. اگرچه با اكثر نوشته هاي اين وبلاگ و بعد هم وبلاگ ديگر آقاي «حسين درخشان» به نام «بچه قلهك» كه امروز در محاق توقيف هست مشكل داشته و دارم، اما اين به هيچ عنوان چيزي از بار مسئوليت من در مقابل يك دوست «وبلاگ نويس» و يكي از تاثير گذارترين ها در جامعه «وبلاگ» ايراني كم نمي كند.
«حين درخشان» بيش از يكسال است كه در بند است.

۱۳۸۹ شهریور ۶, شنبه

آموزش از طریق ایمیل


بد نیست بعضی اوقات از این همه ساعاتی که وبگردی می‌کنیم را به فراگیری آکادمیک اختصاص دهیم. این روزها چه بسیارند سایت‌های آموزش اینترنتی که می‌توانید برای فراگیری از آن‌ها بهره بگیرید. اما اگر باز هم تنبلی‌تان می‌آید، بد نیست درسنامه را امتحان کنید!
درسنامه یک سیستم آموزش از راه دور رایگان و مبتنی بر ایمیل است. برای شرکت در دوره‌های آموزشی درسنامه فقط کافیست دوره‌ی مورد نظرتان را انتخاب کنید و یک ایمیل خالی به آدرس دوره بزنید، تا بدین ترتیب دانشجوی درسنامه شوید.
در حال حاضر دو دوره‌ی آموزشی وبلاگ‌نویسی و دوره‌ی مقدماتی آشنایی با روزنامه‌نگاری در درسنامه دایر است. که برای منی که تنها دو سه جلسه از هر کدام را گذراندم، پر از مطالب آموختنی جدید بود. بعد از هر جلسه‌ی آموزشی، یک آزمون تستی نیز از طریق ایمیل‌تان برگزار می‌شود که در صورت موفقیت در همه‌ی آزمون‌ها، در انتهای هر دوره گواهینامه‌ی دوره را خواهید گرفت.
من تا حالا یک جلسه روزنامه نگاری و یک جلسه وبلاگ نویسی را شرکت کرده و آزمون آنها را هم با موفقیت پشت سر گذاشته ام.
برای من تجربه جالب توجهی است پیشنهاد می کنم از دست ندهید.

۱۳۸۹ فروردین ۱, یکشنبه

وبلاگ نویسی 2

«این پست با احترام تقدیم می شود به مدیر سابق سایت « پرشین بلاگ »
یک باور سنتی و قدیمی می گوید: هر کاری که لحظه تحویل سال به آن مشغول باشی به نوعی بر رفتار شما طی سال پیش رو تاثیر شدید خواهد گذاشت و به نوعی قسمتی از شخصیت شما خواهد شد. مثلا بر اساس این باور؛ اگر لحظه تحویل سال خواب باشید؛ سال پیش رو شخصیتی خواب آلود خواهید داشت .
دوست داشتن، کینه ای بودن، غمگین بودن ، شاد بودن و... در لحظه تحویل سال، بر اساس این باور باستانی، باعث می شود اخلاق مذکور جزئی برجسته از شخصیت شما طی سال پیش رو باشد.

وبلاگ نویسی را از حدود هفت سال پیش با پرشین بلاگ روی این آدرس و با کمک مجتبی و علی و روح اله و وحید و دیگر دوستانم در وبلاگ وادقان شروع کردم آنروزها بیش از امروز دغدغه ام شعر بود و می خواستم اجتماع را از زوایه هنر و ادب و خصوصا شعر نگاه کنم. پس از آن حدود دو سال بعد روی این آدرس به blogfa کوچ کردم و دغدغه هایم نیز بیشتر و هرچه به سمت انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم نزدیک تر می شد در حوزه سیاست پر رنگ شد. به همان میزان اشتها یرای بیشترنوشتن و به روز بودن نیز در من شدت یافت، به طوری که طی سال گذشته می توانم بگویم حداقل هفته ای یک بار به روز یا آپدیت بوده ام.
حدود هشت ماه پیش، طی یک تصمیم جمعی همراه با وبلاگ نویسان جنبش سبز به خانه فعلی روی بلاگر آمدم. وبلاگم روی بلاگفا فیلتر شد روی بلاگ اسپات هم دوبار فیلتر شدم. علاوه بر این خانه که با مشخصات واقعی من معرفی می شود، من چند خانه مجازی با مشخصات غیر واقعی دارم که در کنار این صفحه ها روی آنها هم با جنبش سبز و دوستان اندیشمند و اهل قلم همراه هستم.

امسال بر خلاف اغلب سالهای عمرم که لحظه تحویل سال در خواب می گذشت، بیدار بودم و در حال به روز کردن وبلاگ و صفحه ام روی فیس بوک بودم. حالا امیدوارم بر اساس همان عقیده وباور قدیمی در سال پیش رو بیش از پیش وبلاگ نویس باشم و بیش از سالهای پیش به روز.
آخرین خبر بد سال در حوزه دنیای مجازی و وبلاگ خبر بازداشت مهدی بوترابی مدیر سابق « پرشین بلاگ» بود.

۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه

وبلاگ نویسی

«وبلاگ» و «وبلاگ‌نویسی» پدیده‌ای نوظهور است. تقریبا برمی‌گردد به اختراع کامپیو‌تر و به دنبال آن اختراع یا کشف ابزار‌ها و کانال‌های ارتباطی بین کامپیوتر‌ها و بعد ایجاد شبکه‌های پیوسته میان شبکه‌های کامپیوتری بین خانه و شهر‌ها و کشور‌ها و...
بعد از این مجموعه فنی البته با کمی اغماض شاید بتوان گفت هنری ذیل نام «وبلاگ‌نویسی» و البته با استفاده از شکل و تعاریف هنرهای هفت‌گانه سابق و در قالب الکترونیکی، پا به عرصه حضور گذاشت.
 «وبلاگنویسی» از شکل ابتدایی آنکه از ثبت یک صفحه شخصی روی اینترنت و یک نوشته ساده و بعد افزودن عکس و لینک شروع می‌شد آغاز، و بعد به سمت بهره‌گیری از امکانات و فن‌آوری‌های جدید در عرصه ارتباطات و گسترش شبکه‌های اجتماعی، گسترش می‌یافت.
در چنین فرایندی یک آشنایی ساده و ابتدایی با چنین پدیده نوظهوری کافی است تا کاربر به یک معتاد حرفه‌ای در عرصه نوشتن، اینترنت، و نهایتا «وبلاگ» تبدیل شود.
حالا تصور حال کسی را که معتاد شده‌است و برای تهیه مواد مصرفی خود پول ندارد......