‏نمایش پست‌ها با برچسب کاشان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کاشان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ تیر ۳, شنبه

پدیده «انقلاب تابستانی» در کنار «چارتاقی نیاسر»

عکس: رضا مرادی غیاث‌آبادی
گزارشی از هفتمین نشست علمی چارتاقی نیاسر
خورشید همیشه و همه‌جا صبح طلوع می‌کند و عصر غروب. شاید خیلی از مردم آنقدر سرگرم هستند که متوجه نباشد این طلوع و غروب متفاوت است و هر روز مثل روز گذشته نیست. اما مطمئنا خیلی از مردم نمی‌دانند که این طلوع و شاید غروب، می‌تواند «انقلابی» هم باشد. اما هست! و ظاهرا این انقلاب را می‌توان از چند محور ویژه، و به خصوص از دو محور از کنار «چارتاقی نیاسر کاشان» مشاهده نمود.
 اولین روز تابستان، طولانی‌ترین روز سال در نیمکره شمالی است که از آن به «انقلاب تابستانی» یاد می‌شود. بر همین سیاق اولین روز از زمستان و کوتاه‌ترین روز سال نیز «انقلاب زمستانی» نام دارد و مجموعه آن‌ها را «انقلابین» می‌گویند.
 «انقلاب تابستانی» زمانی روی می‌دهد که خورشید به بیشترین کشیدگی میل‌مداری در آسمان در بین ستاره‌ها می‌رسد، و در این زمان خورشید در میل‌مداری  ۵ .۲۳ درجه قرار می‌گیرد.
بنای «چارتاقی» نیاسر کاشان به عنوان تقویم آفتابی، یا شاخص اندازه‌گیری زمان با استفاده از تغییرات میل خورشید ساخته شده است. «انقلابین» از اینجا بهتر قابل مشاهده و رویت است.
«نیاسر» در نزدیکی کاشان قرار دارد. اما آب و هوای آن به نسبت کاشان معتدل‌تر و خنک‌تر است. خصوصا صبح زود و پیش از طلوع آفتاب که کمی هم دم به سردی می‌زند و نمی‌توان بی‌پوشش مناسب آنجا حضور داشت. خصوصا کنار «چارتاقی» که در ارتفاع نسبتا بالایی، بر بدنه یک قله قرار گرفته است.
با اینهمه اما، این خنکی و سرما، باعث نشده است تا دانشجویان علاقه‌مند به نجوم و باستان‌شناسی، برای رصد و ثبت «انقلاب تابستانی» اول تیرماه، پیش از طلوع خورشید طولانی‌ترین روز سال، آنجا نباشند. این‌را می‌توان از حضور همراه با پتوی چند دختر دانشجو رصد کرد.
 نکته جالب توجه دیگر آن‌که؛ به‌رغم آنکه دانشگاه کاشان امکاناتی را برای حضور خبرنگاران در نظر نگرفته و در آن‌موقع از صبح هم سرویس رفت و آمد معمولی موجود نیست، اما حضور قابل‌توجه خبرنگاران دوربین به‌دست در بین دانشجویان و استادن دانشگاه جالب‌توجه است. اگر چه نمی‌توان از حضور گرم و صمیمی و راهنمایی‌های همراه با لطیفه و لبخند مهندس «صفایی» کارشناس رصد‌خانه دانشگاه هم چشم‌پوشی کرد.
من، «غلامیان» مدیر روزنامه کاشان و «عرشی» خبرنگار ایرنا، دومین گروهی هستیم که ۴۵ دقیقه مانده به طلوع خورشید در «چارتاقی» حضور داریم. رفته‌رفته دانشجویان و خبرنگاران بیشتری به جمع اضافه می‌شوند تا ۱۰ دقیقه مانده به طلوع خورشید که مهندس «صفایی» حضور پیدا کرده و پس از توضیحات مختصری درباره پدیده «انقلاب تابستانی»، چگونگی مشاهده، تصویر‌برداری و ثبت این پدیده را شرح می‌نماید. به دنبال آن، همه مشغول تنظیم دوربین‌ها شده، و در مسیری که وی مشخص نموده‌است مستقر می‌شوند.
 طولانی‌ترین روز سال لحظاتی دیگر آغاز می‌شود. دقایقی مانده به ساعت ۶ صبح، خورشید از شرق متمایل به سمت شمال بیرون می‌آید. اگز شما هم در آنموقع در «چارتاقی» بودید و هیچ دوربینی هم نداشتید،  بعید بود نتوانید آن‌همه زیبایی را یکجا رصد کنید.
 عکاسان و خبرنگاران، پس از مشاهده و ثبت اولین طلوع از محور اول بلافاصله جابجا می‌شوند تا چند دقیقه بعد همین پدیده را از محور دوم مشاهده و ثبت‌نمایند.
مشاهده و ثبت‌ این پدیده زیبا، تا ۲۰ دقیقه پس از طلوع نیز ادامه دارد و پس از آن همه به حضور در رصد‌خانه دانشگاه کاشان، که به فاصله بسیار کمی از «چاتاقی» نیاسر واقع شده، دعوت و راهنمایی می‌شوند.
مهندس «صفایی» به کمک تعدادی عکس و اصلاید «انقلابی تابستانی» و نظریه دکتر «رضا مرادی غیاث‌آبادی» در این رابطه را توضیح می‌دهد. پس از آن دکتر «مجید ظهوری» استاد باستان‌شناسی از داشگاه تهران، درباره «دین» «بارو‌ها» و خواستگاه قوم «آریا»، سابقه تاریخی و جغرافیایی آن، فرضیه‌ها، نظریه‌ها، و کشفیات باستان‌شناسی و علمی در این‌باره توضیح می‌دهد تا می‌رسد به بناهای باستانی مرتبط با آن مفاهیم، و خصوصا «چارتاقی‌ها» و بویژه چارتاقی منحصر به فرد «نیاسر کاشان». تمام توضیحات استاد، به کمک تصاویری که وی برای این برنامه تهیه نموده، برای حاضران توضیح و تبیین می‌شود.
 به نشانه سپاس از حضور و توضیحات دکتر «ظهوری» تصویر گذر ستاره «ناهید» از مقابل خورشید، که در رصد‌خانه دانشگاه کاشان تهیه شده بود، توسط دکتر «خوشنویسان» به وی تقدیم شده و هفتمین نشست علمی «چارتاقی نیاسر» پس از توضیحات مفصل مهندس «صفایی» درباه سیر تحول و تکامل رصدخانه، ابزارهای نجومی، و سابقه بی‌نظیر ایران در ستاره‌شناسی و نجوم، رصد‌خانه، و ابزارهای مربوط به‌ آن، همراه با معرفی دوره‌های مختلف نجوم در ساعت ۱۵: ۸ صبح به پایان می‌رسد.
 این گزارش در کاشان‌نیوز اینجا

۱۳۹۱ خرداد ۲۸, یکشنبه

قم و کاشان تا ۵۰ سال دیگر وجود ندارند


water Marian Trutulescu6  قم و کاشان تا ۵۰ سال دیگر وجود ندارند
پروفسور «پرویز کردوانی» جغرافی‌دان، و استاد ممتاز دانشگاه تهران است. تحقیقات و آثار ذی‌قیمت این استاد برجسته درباره کویر باعث شده تا او را «پدر کویرشناسی ایران» بنامند. «خبر آنلاین» گفتگوی مفصلی با او درباره بحران آب و طرح‌های ۱۰۰سال اخیر در این‌باره انجام داده‌است. تیتر آن گفت‌وگو چنین است:
 «قم و کاشان تا ۵۰ سال دیگر وجود ندارند»
 این‌که قم و کاشان، تا ۵۰ سال دیگر وجود نداشته باشند، نه یک پیش‌بینی دور از انتظار و غیر واقعی، که یک حقیقت عینی و ملموس است و فهم و درک آن نیازی به تخصص ویژه و برجسته پرفسور «کردوانی» و امثال او ندارد. اندکی مشاهده دقیق و عمیق‌تر لازم است.
 این حقیقتی است عریان. تشنگی و بحران آب در همه دنیا «مسئله» است، در ایران «بحران» و در کاشان و خیلی از مناطق مشابه «فاجعه». طبیعت و هرچه موجود زنده در آنست، در قم و کاشان، به محتضری می‌مانند که بر بالینِ‌شان نشسته‌اند و اوراد می‌خوانند تا به دنیای دیگر بدرقه‌اشان کنند.
 پرفسور «کردوانی» عمر باقی‌مانده این محتضر را ۵۰ سال پیش‌بینی نموده است. احتمالا ایشان این روز‌ها کاشان نیامده و از عمق فاجعه خبر ندارد. والا جان از دست و پای طبیعت جاندار این مناطق خارج شده و عنقریب است که از دهانش خارج شده و تمام کند.
اما این همه واقعیت نیست. این همه آنچه وجود دارد می‌باشد و اگر فکری به حال این اوضاع نشود و مردم نخواهند تغییری در الگو و استاندارهای مصرف، و از جمله مصرف آب در زندگیشان داشته باشند، این پیش‌بینی زود‌تر محقق خواهد شد و این اتفاق زود‌تر خواهد افتاد. اما اگر قدر آب، که زندگی و حیات بدان وابسته هست را بدانند، آنگاه طراوت و سرزندگی را از نو تجربه خواهند کرد. باید کمی با طبیعت مهربان بود.
 «استرالیا» از آن‌دسته کشورهایی است که بیشترین میزان بارندگی را در سال دارد. آنجا مردم را موظف نموده‌اند که پشت‌بام ساختمان‌ها را طوری طراحی نمایند، که بشود حداکثر آب باران را از آن‌جا جمع‌آوری و ذخیره نمود.
 همه دنیا این زنگ خطر را به صدای بلند شنیده‌اند، و از سال‌ها پیش به فکر چاره افتاده‌اند و مصرف آب را مدیریت نموده‌اند.
 قدما می‌گفتند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. این یعنی هیچ وقت برای چاره‌کردن و برنامه‌ریزی و درمان دیر نیست. به شرط آنکه البته آبی مانده باشد. والا آب که نبود، ماهیی هم نیست و این یعنی اینکه بسیار زود‌تر از پیش‌بینی‌ها «کاشان» و «قم» تمام شده‌اند و نمی‌شود برای زندگی یک موجود مرده برنامه‌ریزی نموده و مدیریت کرد، اما می‌توان با برنامه‌ریزی از مرگ آن جلوگیری نمود. قدیمی‌ها پای درخت وضو می‌گرفتند، یعنی هم وضو می‌گرفتند، هم درخت را آبیاری می‌کردند، هم آبی که به مشقت از دل زمین بیرون آمده بود را، روانه هرز‌آب و فاضلاب نمی‌کردند. آن‌روز‌ها این خلیل عظیم آدم تشنه وجود نداشت. بارندگی بسیار بیشتر از امروز بود، و جمعیت بسیار کمتر. اما در عین‌حال‌‌ همان جمعیت کم، آب زیاد را با مدار و مدیریت مصرف می‌کرد. آب مقدس بود. اما امروزه جمعیت لوس و از خودراضیِ فراوان، به قطرات آب و باران، با بی‌حرمتی و بی‌احترامی رفتار می‌کند وخروار خروار آب زلالی که قطره قطره به دست آمده‌است را، به فاضلاب تبدیل می‌کند.
 کره خاکی تشنه‌است. ایران تشنه‌تر و تشنگی در کاشان از مرز بحران گذشته و به فاجعه تبدیل شده‌است. تا دیر نشده باید کاری کرد.
 این نوشته اینجا در کاشان‌نیوز

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه

بی‌خبری ضعف عمده رسانه‌های خبری ایران

news بی‌توجهی ضعف عمیق رسانه‌های خبری ایران
این دو خبر را که هر دو در یک روز و از طریق دو خبرگزاری رسمی و معتبر کشور منتشر شده بخوانید و با هم مقایسه کنید:
الف: اصفهان/ واحد مرکزی خبر/ اجتماعی
مرمت و بازسازی خانه تاریخی اخباری کاشان یادگار دوره صفویه پایان یافت.
سرپرست اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاشان امروز گفت: ‌ سبک سازی، استحکام بخشی بام، پی بندی با خشت، اجرای سقف به شیوه سنتی، اجرای طرح عایق کاری بام از مهم‌ترین عملیات مرمتی این خانه تاریخی است.
آقای یزدانمهر افزود: ‌ این بنای مربوط به دوره صفویه در محله سرسنگ قرار دارد و برای مرمت آن در مدت یکسال۵۰۰ میلیون ریال هزینه شد.
ب: کاشان – ایلنا
آغاز مرمت خانه تاریخی اخباری کاشان
سرپرست اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاشان از آغاز مرمت خانه تاریخی اخباری کاشان با اعتباری معادل ۵۰۰ میلیون ریال در سال جاری خبر داد.
سرپرست اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاشان طلب افزود: مهم‌ترین عملیات مرمتی مذکور شامل سبک سازی، استحکام بخشی بام، پی بندی با خشت، اجرای سقف به شیوه سنتی، اجرای پالانه و قیدبندی روی بام به همراه عایق کاری است.
حسین یزدانمهر در گفتگو با خبرنگار ایلنا در کاشان با اعلام این خبر افزود: مرمت این بنا با اعتباری معادل ۵۰۰ میلیون ریال آغاز شد.
چنانچه ملاحظه می‌شود، اطلاعات، واژه‌ها، ادبیات و کلا بدنه اصلی دو خبر کاملا مشابه به هم بوده، و نشان می‌دهد که یک خبر از روی خبر دیگر بدون کمترین تغییر یا حذف و اضافه کردن و به اصطلاح «پروریدن خبر» کپی شده و بدون کمترین اشاره به منبع اولیه منتشر شده است.
اما دردآور‌تر از این بی‌توجهی به اصول ابتدایی خبرنویسی و رعایت حق‌مولف و رعایت حقوق منبع اولیه و درستِ خبر، دو تیتر کاملا متضاد است که از طرف دو خبرنگار از دو خبرگزاری رسمی برای یک خبر واحد نوشته شده و مخاطب را دچار سردرگمی می‌نماید که آیا مرمت خانه تاریخی «اخباری» به استناد خبر خبرگزرای کار ایران «ایلنا» آغاز شده، و یا به استناد واحد مرکزی خبر «ایرنا» پایان یافته است؟
 این جدای از آنکه نشان می‌دهد خبرگزاری‌ها و اهالی خبر ما، سال‌هاست توجهی به استانداردهای پذیرفته شده و اصول حرفه‌ای و اخلاقی در حوزه خبر و روزنامه‌نگاری و رسانه ندارند، بلکه با ابتدایی‌ترین اصول و فلسفه و هدف غایی خبر هم بیگانه‌اند، تا جایی که یک حادثه واحد به دو شکل کاملا متناقض و شوربختانه با تقلب آشکار از روی دست هم در یک روز منتشر می‌شود و آب هم از آب تکان نمی‌خورد.
این گاف و اشتباه از آنجا مصیبت‌بار‌تر می‌شود که دو رسانه یاد شده، به عنوان منابع اولیه خبر در کشور تعریف و پذیرفته شده‌اند و رسانه‌های ثانویه برای تهیه اخبار خود به آنها به عنوان منابع امین و مورد اعتماد مراجعه می‌نمایند.
این نوشته در نیوزبان اینجا
.............در کاشان‌نیوز اینجا

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۶, شنبه

دانستن حق مردم است

امام‌جمعه محترم موقت کاشان، در خطبه‌های این هفته نمازجمعه، به «برخی مسؤلان» توصیه نموده‌است که: «اگر قصد مچ‌گیری و یا گفت‌وگوهایی تنش‌زا دارند باید آن را در میان خود حل و فصل کنند، نه آنکه آنرا در رسانه‌ها مطرح کرده و یا در بین مردم ابراز کنند». وی درعین‌حال به گرانی‌ها اشاره و خاطر نشان نموده‌است که: «با وجود آنکه این مسئله یک معضل جهانی است، اما گویا بعضی از مسئولان نیز در این میان غفلت کرده‌اند» و با تأکید بر اینکه نمی‌توانیم در مورد گرانی‌های کنونی فرافکنی کنیم بیان داشته: «به هیچ وجه این مسئله که قیمت‌ها باری به هر جهت بوده و بهای کالا‌ها در جاه‌های مختلف با هم متفاوت باشد پذیرفتنی نیست» (+)
ظاهرا این نکته اساسی در توصیه و فرمایشات ایشان مغفول مانده که، اگر مسؤلین به فکر کار فروبسته گرانی مردم باشند و دغدغه مردم داشته باشند، بهانه‌ و وقتی برای «مچ‌گیری» بر علیه یکدیگر و «گفت‌و‌گوهای تنش‌زدا» پیدا نمی‌کنند و از طرف دیگر اگر مردم حق دارند که گرانی را تحمل نکنند، مطمئنا این حق را هم دارند که بدانند این گرانی از کجا ناشی شده و به تعبیر آقای «احمدی‌نژاد» چرا مردم نتیجه گرانی یا ارزانی قیمت نفت را در سفره خود احساس نمی‌کنند؟
براستی اگر مردم خبر داشته باشند که احیانا یک مسؤل، از موقعیت ویژه اجرایی یا سیاسی خود سوء‌استفاده نموده و مالی را که حق این مردم بوده به ناحق تصاحب نموده است، کار اشتباهی است؟
و اگر رسانه‌ای در این زمینه پرسش‌گری نموده و وظیفه اصلی خود، که آگاهی‌رسانی به مردم است را انجام دهد، اشتباهی مرتکب شده‌است؟
 اگر چنین است پس فلسفه حضور رسانه‌ها به عنوان نمایندگان ناظر افکار عمومی بر عملکرد مسؤلین، و رکن چهارم دموکراسی در جامعه چیست؟
اگر قرار است مردم از رفتار برگزیدگان و موکلین خود بی‌خبر باشند و مسؤلین «مچ‌گیری‌ها» را بین خودشان و بدون مردم حل کنند، پس چرا قرآن بار‌ها و در جاهای مختلف مومنین را به «دانستن» توصیه نموده و پرسش استفهامی: آیا آنان‌که می‌دانند، با آنان که نمی‌دانند برابرند را مطرح می‌نماید؟
چرا پیغمبر گرامی اسلام، اینهمه به دانستن و آگاه شدن توصیه می‌نماید و سفارش می‌کند که پروسه دانستن باید به دارازی عمر انسان و از گهواره تا گور باشد؟
بدون تردید، گاهی بعضی از مصلحت‌های ویژه و ظرافت‌های خاص امنیتی، ایجاب و اقتضا می‌نماید که بعضی از تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها، در سطح مدیران ارشد نظام محرمانه بماند و بعضی افراد خاص از آن اطلاع داشته باشند. حتی بعضی از مواقع طبقه بندی‌های ویژه محرمانه برای بعض اسناد و اطلاعات وجود دارد، که افراد ویژه و شخصیت‌های حقوقی خاص اجازه دسترسی به آن را دارند. این ظرافت و حساسیت‌ها، برای همه ارکان اجرایی و سیاسی در تمام سطوح و برای شهروندان عادی کاملا پذیرفته شده‌است. این یک رویه معمول و پذیرفته شده و دارای جایگاه قانونی تعریف شده در تمام نظام‌های سیاسی دنیا است. در بعضی کشور‌ها شدید‌تر و بیشتر در بعضی کمتر.
اما این شرایط ویژه به هیچ عنوان نباید بهانه و دستاویزی باشد برای بعضی از مسؤلین و مدیران، که مصلحت و آبروی نظام را به پای آبروی خود نوشته، و با شعار حفظ آبروی نظام مانع رسیدگی به تخلف و سوء‌استفاده بعضی از مدیرانی شوند که احیانا از موقعیت قانونی خود سوءاستفاده نموده و به حقوق و سرمایه‌های شهروندان دست‌اندازی نموده‌اند و اکنون نتایج مخرب آن در گرانی‌های افسارگسیخته خودنمایی‌می‌کند.
 بر اساس تجربه کشور یا کشورهایی در زمینه مبارزه با فساد و رانت‌خواری و سوء‌استفاده از پست و مقام موفق‌ترند، که راز‌ ناگفته‌ای با شهروندان خود نداشته و یا اسرار مگویِ‌شان، کمترین میزان ممکن باشد، و شهروندان از طریق رسانه‌ها، ناظرین دقیق و با وسواس بر عملکرد مسؤلینِ‌شان باشند.
 در چنین نظامی، مجرمین در اسرع وقت و بدون کمترین تعارف و مقاومتی به مقامات قضایی معرفی می‌شوند و ترتیبی هم اتخاذ می‌شود تا مردم از رسیدگی دقیق به اتهامات و تنبیه آن مقام در صورت اثبات جرم آگاه و قانع شوند.
 موضوع «مچ‌گیری» و «گفت‌وگوهایی تنش‌زا» ی مسؤلین، که به صراحت در اظهارات امام‌جمعه موقت کاشان آمده و ایشان توصیه نموده‌اند که به پشت پرده و دور از چشم مردم و رسانه‌ها منتقل شود، قبل از ‌آنکه ربطی به سیاست‌های کلان نظام و آبروی کشور داشته باشد، خود حاوی بار توهین و افترا به مسؤلین کشور است که می‌تواند برای گوینده آن اظهارات با مسؤلیت قضایی همراه باشد.
 اما از آن‌که بگذریم، مسلما مصلحت نظام و کشور، چیزی نیست که بر سر آن مسؤلین به «مچ‌گیری» و تهدید روی آورند، قاعدتا انسان‌ها بر سرمنافع شخصی و عموما غیر‌مشروع خود به «مچ‌گیری» و «گفت‌و‌گوهای تنش‌زا» متوسل می‌شوند. بدون شک هر چه تلاش شود، تا آبروی نظام به آبروی افراد پیوند زده، و از آبروی نظام برای افراد سپر بلا درست نمایند، نه‌تنها به نتیجه مثبت و نفع عمومی کشور منجر نخواهد شد، که عفونت فساد را به شکل عمیق‌ و شدیدتری، چونان خوره و سرطان به جان همه جامعه خواهد انداخت.
زخم‌ها را پیش از آن‌که به عفونت بنشینند، به مرحم آگاهی درمان کنیم.
این نوشته در بازتاب امروز اینجا

۱۳۹۱ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه

نقاشی کیهان و کوزه کروبی

کیهان، کروبی، کاشان

نقل است؛ سالیان پیش یک آکادمی نقاشی، برای امتحان داوطلبان خود، داخل آموشگاه، حوض آبی را با ظرافت‌های خاص و دقیق نقاشی نموده و به هر داوطلب در بدو ورود کوزه‌ای می‌داده‌اند تا برود و از حوض موصوف آب پر کند و بیاورد و قاعدتا داوطلبین با تصور آب، کوزه را داخل نقاشی زده و می‌شکسته‌اند.
 دست بر قضا، زمانی دواطلب چیره‌دستی به آموزشگاه مراجعه می‌کند و کوزه به دست به سمت حوض می‌رود، و با تاخیری غیرمنتظره با کوزه سالم بر می‌گردد. وقتی با تعجب از او درباره کوزه خالی می‌پرسند، توضیح می‌دهد که یک سگ مرده در حوض بود، آب پر نکردم. وقتی اساتید آکامی همراه او به حوض مراجعه می‌کنند، با تعجب جنازه یک سگ مرده را در حوض مشاهده می‌کنند که با ظرافت و چیره‌دستی خاصی توسط داوطلب جدید نقاشی شده. حالا کوزه آکامی شکسته شده‌است و نقشه‌ آموزشگاه، نقش بر آب.
روزنامه «کیهان» و «رجانیوز» و«مشرق» و «شفاف» و دیگر رسانه‌های اقتدارگرای مشابه، هرچه نشستند و صبر کردند تا رسانه‌ها و فعالین جنبش سبز در دام نهفته آن‌ها در مورد سفر غیر‌منتظره شیخ شجاع به یک شهرستان و دیدار تحت‌الحظ چند ساعته ایشان، از چند اثر تاریخی و گردشگری شهرستان کاشان که احتمالا روز سه شنبه هفته گذشته ۱۳۹۰/۰۱/۲۹ اتفاق افتاده، گرفتار شوند و خبر را در شبکه‌های مجازی منتشر کنند، و بعد آن‌ها از راه برسند و به استناد این انتشار، بر موج ایجاد شده سوار شوند و مانور بدهند که: حصر و محدودیت‌های اعلام شده درباره رهبران جنبش‌سبز دروغ و کذب است و کار بیگانگان، و دلیل آن‌هم خبر سفر تفریحی؟ «مهدی کروبی» به کاشان که توسط فعالین جنبش سبز و رسانه‌های منسوب به آن‌ها منتشر شده است، خبری نشد.
  ظاهرا نزد فعالین جنبش‌سبز و خصوصا بخش رسانه‌ای آن، آن اندازه از بصیرت وجود دارد که در چنین دام‌ها نیفتند و نقاشی را طوری عوض کنند که کوزه «کیهان» بشکند و نقشه رسانه‌های اقتدار را نقش بر آب کند.‌
خودشان دست بکار شدند:
در حالی که از حدود یک ماه پیش خبر تصادف و بستری شدن «علی‌دایی» در شهر کاشان از لحظات اولیه خبر حتی تا همین حالا، ذهن تمام رسانه‌های خبری رسمی و غیر رسمی را به خود مشغول داشت، و هریک به نوعی آنرا منعکس نموده و پوشش دادند و حتی روزنامه «کیهان» به بازتاب وسیع آن خبر و حساسیت رسانه‌ها و مردم درباره آن معترض شد و واکنش منفی نشان داد، اما ظاهرا هیچ رسانه‌ای علاقه به انتشار خبر حضور غیر منتظره شیخ «مهدی کروبی» در این شهر، که از منظر رسانه‌ای واجد بیشترین ارزش خبری می‌توانست باشد، نشان نداد.
حالا این خبر، بعد از گذشت ۵ روز از زمان اتفاق احتمالی آن، از دیروز به یکباره مورد توجه رسانه‌های کشور قرار گرفته و توسط اکثر آن‌ها پوشش داده شده‌است.
 نکته جالب آنست که منبع این خبر در همه رسانه‌ها روزنامه «کیهان» است که سابقه خبری‌اش نشان می‌دهد، با منابعی در ارتباط بوده، که گاهی به طور حیرت‌انگیزی دست به پیش‌بینی می‌زده و از قضا پیش‌بینی‌ها، با آنچه اعلام می‌شد اصلا مو نمی‌زد، اما چگونه است که این‌بار برخلاف همیشه نه تنها نتوانست زود‌تر پیش‌بینی کند که شیخ به کاشان خوهد رفت، بلکه تا نزدیک به یک هفته هم از آن بی‌خبر ماند؟
 ازدوحال خارج نیست؛ یا این خبر از اصل دروغ و بافته و تصور یک ذهن علیل و بیمار است که با تاخیر غیرموجه ۵ روزه منتشر شده، یا حقیقت دارد.
 در هردو صورت بلافاصله اولین سؤالی که برای مخاطب مطرح می‌شود اینست که چرا این خبر که هم می‌تواند برای رسانه‌های عمومی و رسمی خبری و هم رسانه‌های منسوب به اصلاح‌طلبان، واجد ارزش‌های ویژه خبر باشد، و به همین دلیل باید با «سرعت» منتشر شود، با یک تاخیر غیرمعمول ۵ روزه و در حالی که ارزش‌های خبری خود را از دست داده و به اصطلاح بیات شده، منتشر می‌شود؟
آیا رسانه‌های منتشر کننده این خبر که سابقه فعالیت‌ رسانه‌ایشان نشان می‌دهد در همه نقاط ایران خبرنگار محسوس و غیر‌محسوس داشته و ریز‌ترین اخبار را در کمترین زمان ممکن به رسانه متبوع خود گزارش می‌نموده‌اند، درمورد این خبر با کمبود خبرنگار در منطقه مواجه بوده‌اند؟
آیا همه خبرنگاران چنین رسانه‌هایی در یک زمان مشخص در مرخصی و استراحت بسر می‌برده‌اند که چنین خبر مهمی از چشم تیزبین همه آن‌ها مخفی مانده است؟
از طرفی، وب‌سایت ملی‌مذهبی که روزنامه «کیهان» گزارش خود را به خبر آن سایت مستند نموده و دیگر رسانه‌های زنجیره‌ای خبر خود را به نقل از «کیهان» طابق‌النعل بالنعل منتشر نموده‌اند، تا کنون از طرف «کیهان» به عنوان یک رسانه معتبر شناخته نمی‌شده‌است، اما چه اتفاقی افتاده است که اکنون یک خبراز بخش «شنیده‌ها»ی آن‌ سایت، به عنوان منبع معتبر از طرف کیهان مورد توجه قرار گرفته و خبرِ با اشاره احتمالی «شنیده شده است»، از طرف «کیهان» با رویکرد «قطعیت» پوشش داده و منتشر شده است؟ و آیا می توان یک سفر در معیت  دستِ‌کم ۳۰ مامور نیروی انتظامی و تحت‌الحفظ را، به «سفر تفریحی» تاویل و تعبیر کرد؟
حقیقت هرچه باشد اما این نوع انتشار خبر، آدمی را به یاد داستان زبان بسته‌ای می‌اندازد، که با تاخیر یک‌هفته‌ای به جوک‌های تعریف شده دیگر حیوانات جنگل می‌خندید و همیشه با تاخیر طنز نهفته در لطیف‌ها را می‌فهمید، اما طنز نهفته در این خبر آنقدر هست که مرغ پخته را به خنده می‌اندازد.
 نقاشی شیخ شجاع آنقدر ظرافت دارد که کوزه کیهان بشکند.
 این نوشته در سحام‌نیوز اینجا
.......................در جرس اینجا

۱۳۹۰ اسفند ۱۰, چهارشنبه

گل بود به سبزه نیز آراسته شد

عکس از تارنمای کاشان‌نیوز
«ادواردتایلور»، فرهنگ را مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باور‌ها، هنر‌ها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد بعنوان عضوی از جامعه، از جامعه خویش فرا می‌گیرد، تعریف می‌کند. (۱)
لغت‌نامه دهخدا با توجه به این تعریف اشاره می‌کند: «بطور کلی می‌توان فرهنگ را میراث اجتماعی انسان دانست که او را از سایر حیوانات متمایز می‌سازد. این وجوه تمایز [] منحصر به انسان است.»
‌‌ همان لغت‌نامه «فرهنگی شدن» را «هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی» تعریف می‌نماید. (+)
آقای «واعظی» ریس کمیسیون «فرهنگی» شورای شهر کاشان است. کمیسیونی که وظیفه دارد خصلت‌های ویژه و بر‌تر مختص انسان‌ها، که او را از سایر حیوانات متمایز می‌سازد را، به شهروندان یک شهر آموزش داده و «فرهنگی شدن» را در روابط بین شهروندان با یکدیگر، شهروندان با مسؤلین، و شهروندان با جامعه و طبیعت، نهادینه کند.
 بی‌تردید اگر این کمیسیون وظایف خود را به درستی و دقت انجام دهد، کمک شایان توجهی به کاهش تنش و اصطکاک در روابط یاد شده، خواهد شد. به عبارت ساده‌تر، «کمیسیون فرهنگی» حساس‌ترین نقش و جایگاه در روابط اجتماعی و تنظیم تعادل مناسب در این روابط را برعهده دارد، و اگر  نقش خود را به درستی بازی کند، جامعه مسیر آرامش را خواهد پیمود و اگر غیر از این باشد، مسیر حرکت جامعه به سمت تنش و اصطکاک خواهد بود.
آقای «واعظی» در مصاحبه‌ای که اخیرا با سایت «کاشان‌نیوز» داشته‌اند و در پاسخ به سؤالات خبرنگار این سایت، درباره مشکلات پیش‌آمده بین عده‌ای از شهروندان بر سر ایجاد یک بازار روز در محدوده ساختمان شورای شهر، به ادبیاتی متوسل شده‌اند که نه تنها زیبنده شخصیت فردی ایشان به عنوان یک انسان در درجه نخست، و به عنون یک دبیر و معلم با سابقه آموزش و پرورش در درجه دوم نیست، بلکه اعتبار اجتماعی ایشان در جایگاه حساس و ویژه ریس کمیسیون فرهنگی شورای شهر یک شهرستان باپیشینه و متمدن را با پرسش و چالش جدی مواجه می‌نماید.
آقای «واعظی» در پاسخ به این سوال که: «علت مخالفت شما با بازار روز چیست؟» فرموده‌اند:
 «... به شهرداری اعلام کردیم که محل عبور و مرور از جلوی دفتر شورای شهر نباشد. نباید هم باشد، به همین جهت گفتیم درب محل احداث بازار روز را ببندند و در را بستیم.»
و در پاسخ به سؤال دیگری که پرسیده: «نظر شما برای ورودی بازارچه از کجاست؟» فرموده‌اند:
 «از محلة غربت‌ها راه بزنند.»
شوربختانه باید گفت بقیه پاسخ‌های مسؤل کمسیون فرهنگی شورا هم ادبیاتی بهتر از این ندارد و به ساده‌ترین شکل ممکن و بدون توجه، به درجه‌بندی غیرمنصفانه و تقسیم اهالی و مناطق شهر به؛ خوب و بد و بالا و پایین و درجه یک و درجه دو و سه و... اقدام نموده و خلاف دستور صریح قران مجید، معیارهای نازلی را دستمایه برتری جویی و فضیلت‌های کاذب و بهانه برای محرومیت جمعیت غالب توجهی از شهروندان نجیب و محروم شهر نموده است.
 اما در جملات اشاره شده، از لحن گفتاری نامناسب «نباید باشد» «گفتیم ببندند» «بستیم» و... که بگذریم، قسمتی از فرمایشات ایشات متضمن اهانت به جمعی از ساکنان شریف محله کوی «مفتح» است که متاسفانه ایشان آن محله و ساکنان آن را با واژه «محله غربت» مورد اشاره تحقیرآمیز قرار داده‌اند.
 اگرچه واژه «غربت» ذاتا بار معنایی منفی را به تنهایی با خود ندارد، اما نحو کاربرد این واژه بین جمعی از شهروندان بی‌توجه شهر، بدان بار منفی و حاوی تحقیر داده‌است. این درشرایطی است که شورای شهر عملا متولی نام‌گذاری معابر و خیابان‌ها و محله‌های شهر است و قسمت عمده‌ای از این تلاش‌ها برای زدودن آثار منفی بعضی نام‌گذاریهای مصطلح غلط بین اهالی و شهروندان از راه استفاده صحیح از فرهنگ شهروندی و آموزش آن است. استفاده عضو موثر و برجسته شورا از این ادبیات، خودبخود به عقیم شدن آن تلاش‌ها می‌انجامد.
با توجه به شخصیت فهیم و فرهیخته‌ای که از آقای «واعظی» سراغ داریم، انتظار می‌رود ایشان برای این غفلت سهوی و غیرعمد موجود در کلام و گفتارشان، در اسرع وقت جبران مافات نمایند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانویس:
۱ـادوارد تایلر، فرهنگ ابتدائی
این نوشته در کاشان‌نیوز اینجا

۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه

محله باکلاس شهروند بی‌کلاس

خداوند صریحا در قرآن تنها و تنها ملاک برتری انسان‌ها را «تقوی» می‌داند. هیچگونه برتری قومی، ملی، نژادی، اقتصادی و... ملاک برتری انسانی بر انسان دیگر نیست و نمی‌تواند باشد.(سوره حجرات آیه ۱۳)
نهادهای حقوقی و مدنی بشری هم صریحا تصریح می‌نمایند که همه انسان‌ها در برابر قانون و به طریق‌اولی، در استفاده از امکانات طبیعی و حقوق اولیه مساوی هستند، و هیچ فرد یا گروهی نمی‌تواند به صرف داشتن نوع خاصی از برتری، فرد یا گروهی دیگر را از داشتن حقی، یا استفاده از یک امکان عمومی که شرایط قانونی آن محقق شده باز دارد.
هر انسانی، این حق و آزادی را دارد که از استعدادهای ذاتی و خدادادی خود به بهترین نحو استفاده نموده، و در سایه آن به موفقیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دست پیدا کند.
 هر کسی می‌تواند و حق دارد از حاصل دسترنج خود در هر جایی که دلش خواست برای آرامش، آسایش، و رفاه خود، خانواده و اطرافیانش، مسکن با بهترین امکانات روز تهیه کند.
اما هیچ مزیت اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و شخصی، هیچ حقی برای هیچ فردی ایجاد نمی‌کند که مانع دستیابی دیگر شهروندان به امکانات مشابه شوند. همه شهروندان در برابر قانون و به هنگام استفاده از امکانات عمومی برابر هستند و حدود و شرایط آن‌را قانون مشخص می‌نماید. چنانچه احیانا اشکالی در این مورد مشاهده شد، باید به مراجع قانونی مراجعه نمود، نه آنکه یک شهروند یا مجموعه‌ای از شهروندان، راسا اقدام به مداخله در امور عمومی نموده و تلاش نمایند تا مانع استفاده شهروندی دیگر یا مجموعه‌ای از شهروندان دیگر، از امکانات عمومی شهری شوند که قانون اجازه استفاده از آن امکانات را در اختیار آن‌ها قرار داده است.
در خبر‌ها آمده است که عده‌ای از ساکنان تقریبا متمول یک منطقه در کاشان (محدوده پارک کوزه) به بهانه‌ای سخیف و مبتنی بر یک برتری‌جویی کودکانه، در کار قانونی ایجاد یک بازار روز شهری در منطقه مورد نظر و ایجاد یک بستر شغلی سالم برای عده‌ای از شهروندان اشکال‌تراشی نموده‌اند.
 مهم‌ترین ادعای شهروندان یادشده هم این بوده‌است که خود و محله سکونتشان را «باکلاس» تصور نموده و بازار کسبی که قرار است در محل زندگی آن‌ها ایجادشود، و گردانندگان آن را «بی‌کلاس» فرض نموده‌اند و با همین استدالال سخیف و از موضع خودبرتربینی در کار دیگر شهروندان اختلال و اشکال ایجاد نموده‌اند.
حقیقت آنست که، مهم‌ترین مولفه و استاندارد در تعریف «باکلاسی» و «بی‌کلاسی» و اصطلاحا متمدن بودن یک شهروند، میزان و نسبتی است که آن شهروند با قاعده و قانون و اصول شهروندی برقرار می‌نماید و احترام متقابلی که برای همنوع خود قائل می‌شود. شکی نیست که در سایه تخلق به چنین معرفتی، ذاتا نوعی از فروتنی اجتماعی در انسان شکل می‌گیرد، که نه تنها خود را از هیچ شهروند دیگری بر‌تر نمی‌داند که به همه انسان‌ها با همه تفاوت‌ها به دیده احترام و تکریم نگاه می‌کند.
تشبث به چنین برتری سخیفی بیش از هر چیز از «بی‌کلاسی» آدمی حکایت می‌کند و ناخواسته پرده از عمق عقب‌ماندگی و دگم‌اندیش فرد، برمی‌دارد.
شایسته است، شهروندی که خود را «باکلاس» احساس می‌نماید و می‌داند، ضمن احترام به قانون، برای همسایگان خود نیز توضیح دهد که ایجاد بازار یاد شده در محل سکونت آن‌ها با مجوز قانونی قرار است احداث شود و علاوه بر آن نه تنها هیچ گونه مزاحمتی برای آن‌ها ایجاد نخواهد نمود، که به سهل و روان‌تر شدن امور روزانه آن‌ها هم کمک خواهد شد. ضمنا هیچ لطمه‌ای هم برای «کلاس» آن‌ها در پی نخواهد داشت.
 مطمئنا در سایه استقبال از حضور شهروندانی جدید در محل، بستر مناسبی برای «تعامل» بین همسایگان و متولیان و فروشندگان بازار جدید ایجاد خواهد شد و نتیجه آن رضایت همگانی خواهد بود. در غیر این‌صورت خدای ناکرده شهروندان متمول و خود باکلاس خوانده، باید هر از گاهی با سد‌معبر‌ها و موانعی روبه شوند، که جمعی از شهروندان مظلوم و بی‌گناه شهر، و به تعبیر اشتباه این دسته «بی‌کلاس» برای احقاق ابتدایی‌ترین حقوق خود در برابر ادارات دولتی و در خیابان ایجاد می‌نمایند.
این نوشته در کاشان‌نیوز اینجا

۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه

همه کارام با دسته، کارد کُلم بی‌دسته

در حالی‌که هیچ مصوبه‌ای دال بر اجبار شهروندان ایرانی به داشتن صندوق‌های پستی مخصوص دریافت نامه، قبوض تسهیلات مصرفی ساختمان، و مرسولات پستی، نصب شده روی درب منازل ساختمان تصویب نشده و به اطلاع عموم نرسیده‌است، طی حدود یک سال گذشته، شرکت مخابرات کاشان، بدون اجازه و رضایت صاحبان منازل، اکثر اهالی را موظف نموده‌اند که در قبال پرداخت هزینه‌ای، این صندوق‌ها را روی درب‌ منزلشان نصب نمایند.
اکثر شهروندان کاشانی در شرایطی مجبور و موظف به پرداخت چنین هزینهٔ تزیینی شدند، که در تمام طول سال برای کمترین هزینه ضروری خود، برنامه‌ریزی نموده و تلاش می‌نمایند، با انظباط شدید اقتصادی و قناعت در مصرف، دخل و خرج خود را تنظیم نموده تا بتوانند از عهده مخارج سنگین جاری زندگی بر‌آیند.
 در چنین شرایطی و با توجه به اینکه محل ارتزاق اکثر شهروندان و خانوارهای این شهرستان، فعالیت‌های کارگری موسمی، و یا کارگری در کارخانه‌هایی است که طی سالهای اخیر با بحران اقتصادی روبه‌رو شده‌اند و سرپرست این خانوار‌ها اغلب با سیلی صورت خود را سرخ نگاه می‌دارند، به نظر می‌رسد این اقدام «شرکت‌مخابرات کاشان» جدای از آنکه یک خلاف آشکار به علت نبود مجوز قانونی چنین اقدامی می‌باشد، یک کج‌سلیقه‌گی و بی‌برنامگی در شناختن موقعیت و زمانی است که لازم آمده تا این خدمت تزیینی و نه ضروری، به هزینه‌های شهروندان بار شود.
با توجه به آنکه اغلب شهروندان، پس از دریافت خدمت یاد شده و پرداخت هزینه آن، این طرف و آن طرف اعلام نارضایتی نموده و احساس نموده‌اند که این برنامه یک جبر دولتی و با پشتوانه مصوبه و قانون می‌باشد، و از پذیرش و پرداخت‌ هزینه آن گریز و گزیری نیست، شایسته است مسؤلین محترم مخابرات کاشان و متولیان اجرای این برنامه، به افکار عمومی و شهروندان پاسخ دهند به استناد کدام مصوبه، این اقدام بدون اخذ رضایت شهروندان از یک سال پیش در سطح شهر آغاز شده و در حال حاضر نیز بر همان سبک و سیاق ادامه دارد؟

۱۳۹۰ بهمن ۷, جمعه

روزنامه کاشان

تارنمای اینترنتی «روزنامه کاشان» روی آدرس http: //kashannews. net چند هفته است که فعالیت خبری خود را آغاز نموده‌است.
این وب ‌سایت اینترنتی که توسط تعدادی از روزنامه‌نگاران با سابقه و فعال کاشانی راه‌اندازی شده، در اولین گام‌ها نشان داده است که مصمم است کاری شایسته درخور نام و نشان انتخابی خود انجام داده باشد.
 «روزنامه» یعنی تلاش خواهد نمود اخبار حوزه جغرافیای منطقه کاشان و آران و بیدگل را در کمترین زمان ممکن منعکس نمایند. و «کاشان» نام و نشانه‌ای که نیاز به معرفی ندارد، اما نیازمند آنست که اگر مجموعه‌ای نام آنرا بر پیشانی خود حک می‌کنند، باید به مولفه‌های ارزنده و بایسته درخور این نام واقف باشند.
طراحی ساده و در عین حال زیبای سایت در گام اول، یک حرکت حرفه‌ای و درست را نوید می‌دهد.
 برای دست اندکاران این تارنما آرزوی موفقیت می‌نماییم.

۱۳۸۹ مهر ۲۳, جمعه

آب را گل نکنیم


بیست‌وسوم مهرماه، پانزدهم اکتبرروز «Blog Action Day» روزی است که بلاگرهای سراسر دنیا برای پست کردن مطلبی واحد با هم متحد می‌شوند.
هدف این حرکت دسته‌جمعی افزایش اطلاع‌رسانی و هشدار نسب به خطرهایی است که درحال حاضر مردم مختلف جهان را تهدید می‌کند و خطرهایی که امروزه موجود نیست، اما بی‌توجهی به بعضی از تغییرات غیرعلمی و فاقد کارشناسی لازم اکوسیستم طبیعی می‌تواند زمینه‌ساز خطرات بالقوه‌ای باشد که در اینده خطر خواهد بود و باید از حالا زنگ خطر برای آن به صدا درآید. این زنگ خطر برای هشیاری همه جامعه خصوصا مسؤلین نسبت به خطرهایی که محیط زیست را تهدید می‌نماید، به صدا در می‌آید.
امسال موضوع «آب آشامیدنی» توسط کاربران سایت Change.org انتخاب شده بود.
«آب» مایه حیات و فراوان‌ترین مادهٔ مرکب بر روی سطح کره زمین و بستر اولیه حیات به شکلی که امروزه می‌شناسیم. بیش از ۷۵٪ جرم یک انسان از آب تشکیل شده‌است و نیز بیش از ۷۰٪ سطح کره زمین را آب پوشانده‌است (نزدیک به ۳۶۰ میلیون از ۵۱۰ میلیون کیلومتر مربع) با وجود این حجم عظیم آب تنها دو درصد از آبهای کره زمین شیرین و قابل شرب است و باقی آن به علت محلول بودن انواع نمک‌ها خصوصا نمک طعام غیر قابل استفاده‌است. از همین دو درصد آب شیرین بیش از ۹۰ درصد به صورت منجمد در دو قطب زمین و دور از دسترس بشر واقع شده‌است.
«آب» در تمام ادبیات دنیا جایگاه برجسته و ارزند‌ه‌ای دارد و نماد و سمبل پاکی، روشنی و زندگی است.
در تمام ادیان جهان نیز «آب» همین نقش و جایگاه برجسته را دارا می‌باشد. علاوه بر آن در عالم‌واقع نیز نمی توان لحظه‌ای زندگی را بدون «آب» تصور نمود.
زنجیره‌ای که حیات و زندگی تمام موجودات زنده را در خشکی، دریا و هوا به هم وصل می‌کند.
http://ylym.files.wordpress.com/2008/06/thirsty-turkmen.jpg
من اینجا در حاشیه‌ رشته‌کوه‌های زیبای «کرکس» و حاشیه کویر مرکزی ایران، بر ویرانه‌های تپه‌های باستانی و کهن «سیلک» در شهر کویری‌ «کاشان» زندگی می‌کنم. شهری که «آب» آشامیدنی‌اش سالهای سال است که دیگر به سختی از مردم آفتاب‌خورده و گرمازده آن رفع عطش می کند و نمک و املاح مزاحم موجود در آن بهانه و اسباب بیمارهای ریز و درشت وفراوانی بوده و هست. در عین حال اما همین بهانه‌ها طی سالهای اخیر بهترین دستاویز برای وعده‌های توخالی و بی‌وفا مانده اهالی سیاست برای رفع این مشکل ونردبان صعوشان به جایگاه قدرت نیز بوده‌است.
سالیان سال است که مبالغ هنگفتی هزینه گزارش و خبر رسانی و نهایتا تبلیغ به مردم کویری این شهر می شود تا اعلام شود که طرح انتقال آب شرب گوارا و فاقداملاح مزاحم از مثلا «زاینده‌رود» و ارتفاعات «بختیاری» به زودی اجرا خواهد شد.
اگرچه طی پنج سال اخیر این طرح افتتاح شده و مردم حالا موقتا مزه آب شیرین‌تری نسبت به گذشته را احساس می‌کنند؛ اما هنوز «صدای پای آب» به گوش اهالی نرسیده؛ مردم در کنار گوش خود ناله‌های روبه موت «زاینده‌رود» را هر روز بیش‌تر از دیروز می‌شنوند؛ و در همین حال خبر مرگ ناگهانی و غیر طبیعی دریاچه «ارومیه» به دلیل همین دخالت‌های ناشیانه و غیر علمی در اکوسیستم نیز در رسانه‌ها منعکس می‌شود در چنین شرایطی آیا نمی‌توان پرسید؛ راه‌های بهتر، کم هزینه‌تر، علمی‌تر و کم ‌خطر‌تری برای رفع این مشکل و مشکلات مشابه موجود نبوده و نیست؟
باید به قول «سهراب سپهری» یکی از شاعرانی که بیشترین مهربانی با طبیعت را داشته است؛ به خودمان ، به مسئولین، به کارشناسان و به همه جامعه توصیه کنیم که :
«‌اب را گل نکنیم»
Change.org|Start Petition
.

۱۳۸۷ آذر ۱۴, پنجشنبه

رسم نیک «رسمی»ها

«محمدرسمی» جوان ناکامی در کاشان درگذشت. از شکل و شمایل اعلامیه ترحیم و فراگیری وسیع آن در سطح شهر، ایضن چلچراغ‌های متعدد در اماکن شلوغ و خیابان‌های مطرح و همچنین نام خانوادگی «رسمی» می‌شد حدس زد مرحوم «رسمی» از متمولین کاشان است.
یک رسم دیرینه و قدیمی در اکثر بلاد ایران زمین خانواده‌ها را وادار می‌کند در تمامی مراسم‌های رسمی؛ چه از نوع شاد و چه از نوع سوگ و عزا برای سرمایه خود با ریخت و پاش زیاد تبلیغ کنند. بنابر همین رسم و سنت کهنه انتظار می‌رفت برای مرحوم «رسمی» مجالس سوگواری با اشکال متنوع در اکثر مساجد و محله‌های مربوط به سکونت مرحوم برگزار شود؛ اما پس از پایان مراسم هفتم یک اعلامیه واحد در سطح شهر کاشان حکایت از آن داشت که: هزینه برگزاری مراسم چهلم صرف امور خیریه می‌شود. این رسم نیکویی است که بانی خیر آن خانواده «رسمی» هستند.
ضمن آرزوی علو درجات برای مرحوم «محمدرسمی» و تشکر فراوان از خانواده مهربان رسمی که با این رسم فرخنده به پاسداشت مهربانی بانی خیر شدند، آرزو می‌کنیم این سنت همگانی شود.

۱۳۸۷ آبان ۷, سه‌شنبه

کاندیدای برنده

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست / پیرهن چاک و غزل‌خوان و صراحی در دست

آقای دکتر «احمد شیرزاد» عضو «شورای مرکزی حزب مشارکت» که به دعوت جمعی از اصلاح‌طلبان کاشانی در کاشان حضور داشت؛ طی سخنان کوتاهی وضعیت موجود کشور در زمینه مسایل سیاسی؛ فرهنگی؛ اقتصادی؛ وعلمی را تشریح واعلام کرد متاسفانه در هیچ یک از زمینه‌ها در حال حاضر وضعیت مطلوبی وجود ندارد و با این تصویرو این شرایط چشم‌انداز روشنی برای آینده نیز نمی‌توان متصور شد.
 این استاد دانشگاه سپس با ارائه مصادیق و مثال‌هایی به تبیین وضیعیت موجود و عوامل بوجود آورنده آن اشاره کرد.
 دکتر «شیرزاد» در زمینه سیاست خارجی با اشاره به چالش‌های متعدد پیش آمده طی سه سال اخیر بین ایران و اکثر کشورهای جهان و تصویب چهار قطعنامه علیه ایران بزرگ‌ترین افتخار سیاست خارجی دولت نهم را هورا کشیدن ‌ «هوگوچاوز» به نفع ایران» خواند؛ و اعلام کرد چنانکه عقلای قوم به فکر چاره نباشند وضیعت هر لحظه بد‌تر ازاین خواهد شد. وی پس از آنکه اظهار داشت در زمینه‌های اقتصادی و فرهنگی مصادیق آنقدر عیان است که حاجت به بیان نیست؛ در زمینه اخلاقی با اشاره به قرار دادن مورد «مدرک تحصیلی» دکتر «علی کردان» وحواشی متعدد این اتفاق نتیجه گیری کرد: اگرچه با توجه به شواهد موجود به لحاظ اخلاقی بستر مناسبی برای سقوط جامعه به پرتگاه‌های اخلاقی فراهم شده است؛ اما باید از آنانکه مشعل موضوع «کردان» را در بد‌ترین شرایط موجود روشن نگه داشتند تشکر کرد؛ زیرا این موضوع تلنگر بزرگی بود به آنانکه با شتاب به سمت پرتگاه می‌رفتند.
 این تحصیل کرده «فیزیک هسته‌ای» پس از آن به تشریح موضوع «انرژی هسته‌ای» و بحث‌های پیرامون آن پرداخت و ضمن سخنرانی و همچنین پس از پایان سخنرانی در پاسخ به سوالی اظهار داشت: با توجه به شواهد و معیارهای دقیق علمی وضعیت «انرژی هسته‌ای» کشور با آنچه ادعا می‌شود تفاوت فاحشی دارد. وی برای اثبات ادعای خود ادعا کرد بار‌ها از مدعیان پیشرفت‌های علمی در زمینه «انرژی هسته‌ای» تقاضای مناظره رو در رو نموده که هر بار به دلیلی واهی امتناع نموده‌اند.
 دکتر «شیرزاد» عضو شورای مرکزی «مشارکت» در این سخنرانی با تعریف سه نوع بازی انتخاباتی به تشریح نظر حزب متبوع خود در مورد انتخابات ریاست جمهوری آینده پرداخت. وی گفت یرای یک بازی با ۳ پیش فرض روبه رو هستیم: ۱-بازی برد۲-بازی باخت ۳ –بازی باخت با اطلاع از نتیجه اما بازی برای سرمایه گذاری (استراتژی)
 این نماینده سابق مجلس پس از تشریح سه فرض موجود؛ انتخابات مجلس هفتم و هشتم را برای اصلاح‌طلبان از نوع دوم (بازی باخت) وبازیی که از تنور گرم اصلاح‌طلبان نان برای اصولگرایان درامد خواند. انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ را در شکل از نوع سوم (استراتژی) اما در نتیجه از نوع اول (برد) خواند و اعلام کرد: اصلاح طلبان دیگر حاضر نیستند تنوری که از آن نان اصلاح طلبان در نمی‌‌آید (بازی باخت) را گرم کنند. وی با احترام به تمام کاندید‌اهای ریاست جمهوری آینده آعلام کرد: کف خواسته‌های ما برای شرکت در انتخابات آینده؛ مخالفت تام و تمام با رای آوردن آقای دکتر «احمدی‌نژاد» و سقف آرزویمان رای آوردن آقای «خاتمی» است وبدین منظور موتورهای خود را از هم اکنون روشن نموده‌ایم. 
یاعلی