‏نمایش پست‌ها با برچسب رسانه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رسانه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۹, سه‌شنبه

چاه نکنده و دردسرهای منار دزدیده شده

دنیای مجازی لحظه به لحظه در حال گسترش و نو شدن است، و هر لحظه هم، ابزار و امکان جدیدی برای طی شدن بهتر مسیر این پروسه ساخته و معرفی می‌شود.
 سرعت تکنولوژی در حوزه اینترنت و دنیای مجازی، گاهی آنقدر زیاد هست، که خیلی از فعالین حرفه‌ای این فضا هم گاهی فرصت نمی‌یابند تا خود را با سرعت آن هماهنگ کنند و از آن عقب می‌مانند.
خواسته و ناخواسته، دنیای حقیقی و واقعی از سیر اتفاقات و جریانات و سرعت خیره‌کننده دنیای مجازی، متاثر است و نمی‌تواند خود را از معرض تاثیر آن دور کند. افراد و جوامعی که نتوانند و یا نخواهند خود را با این روند تطبیق داده و به اصطلاح «آپدیت» شوند، و یا بخواهند ناشیانه در مقابل سرعت سرسام‌آور آن مقاومت منفی داشته باشند، نیست می‌شوند. نیست! به سادگی.
 دنیای واقعی و حقیقی امروز، بر کاکل دنیای مجازی می‌چرخد و مناسبات آن دنیا، در اتاق فکر این دنیا تنظیم و تعیین می‌شود.
 این ادعایی گزاف نیست. حقیقتی است ملموس و محسوس و روشن.
اما در این شرایط، ما ساکنان کشور ایران، که خود را نور چشم عالم می‌دانیم و کشور خود را مرکز دنیا و مهد هنر، کجا ایستاده‌ایم؟
 این سؤالی است که واقعیت‌های موجود پیرامون ماپاسخ روشنی برای آن دارد.
در خبر‌ها آمده است که: وزیر ارتباطات طی نامه‌ای به ریس‌بانک مرکزی از وی خواسته است که کلیه بانک‌های کشور اجازه ثبت ایمیل سرویس‌های ایمیل عمومی و خارجی (یاهو-جیمیل- هاتمیل-...) برای صورت‌حساب مشتریان را ندهند. (+)
 خوب برای استفاده از خدماتی که به سرویس ایمیل نیاز هست، باید از چه سایت یا شرکتی استفاده کرد و ایمیل را در چه سایتی ثبت کرد که مورد رضایت مخابرات ایران باشد؟
به عبارت دیگر، چه سایت یا شرکتی در ایران وجود دارد که اینگونه خدمات را ارائه می‌دهد، ضمنا سِرورمادر آن‌ هم در ایران، و مثلا در بیابان‌های اطرف قم، یا در کوهستان‌های اطراف مشهد یا خلاصه جایی در دسترس و نزدیک، و دور از چشم بیگانگان قرار دارد؟
پاسخ‌ این پرسش را مسلما مخابرات ایران باید بدهد و باید از آن‌ها پرسید. اما برای آنکه تراژدی این داستان را کمی بهتر درک و لمس نماییم، به یک نشانه و نماد دیگر از شلختگی متولیان امر و تناقض آشکار در ادعا و رفتار اشاره می‌کنم تا ببینم فرق میان ادعا و عمل چیست.
 این نشانه مشتی است نمونه خروار، از همه ادعاهای دهان‌ پرکن و ظاهر فریبی که هر روز این‌طرف و آن‌طرف شنیده و درباره آن تبلیغ و سر و صدا می‌شود.
چند وقت پیش مراسم رژه نمادین آمادگی برای مبارزه در جنگ نرم برگزار شد.(+) در آن مراسم بعضی از نمادهای جنگ نرم هم معرفی شده‌اند که احیانا اگر سربازان جبهه فرهنگی آن‌ها را نمی‌شناسند، بشناسند، تا مبادا تیرشان خطا برود و به قولی به دروازه خودی گل نزنند.
 از جمله این نماد‌ها، تابلوهایی از نشانه معرفی شده اینترنتی بعض شبکه‌های جهانی از جمله شبکه جهانی «فیس‌بوک» بود.(+)
 ناگفته پیدا و مشخص است که پیش‌قراولان و سرداران این جنگ فرهنگی، چه رسانه‌ها و سایت‌هایی هستند:
 رجانیوز، مشرق‌نیوز، تابناک، آتی‌نیوز، فرارو، فردانیوز، عصر ایران، افق‌نیوز، بولتن‌نیوز، ۵۹۸،  صراط‌‌نیوز، عماریون، بی‌باک‌نیوز و...
 در یک جستجوی ساده این وبلاگ‌ها و سایت‌ها یافت شد. مسلما اگر وقت بیشتری صرف شود، تعداد قابل‌توجهی از این پیش‌قراولان و سرداران جنگ نرم پیدا خواهند شد، که همگی دربه‌در، دنبال مخاطب در شبکه‌های اجتماعی و از جمله «فیس‌بوک» هستند. زیر تمام نوشته‌ها و مطالب این سایت‌ها بلااستثنا، دکمه ارسال به شبکه‌های اجتماعی و از جمله «فیس‌بوک» هست. این نکته زمانی جالب می‌شود که اغلب این سایت‌ها برای تنظیمات بلاگ خود، از یکی دو سایت خارجی و از جمله سایت .addthis کمک گرفته‌اند که امکان اشتراک‌گذاری مطلب در دستِ‌کم ۳۰۰ شبکه اجتماعی خارجی را فراهم می‌کنند و هیچ شبکه اشتراک‌گذاری فایل و عکس و مطلب ایرانی در میان آن‌ها نیست.
 داستان زمانی شیرین‌تر می‌شود که بدانیم در ایران هستند بعضی سایت‌ها که چنین دکمه‌های اشتراکی را طراحی می‌کنند و بعضی از شبکه‌ها ایرانی را هم مثل «کلوب» بدان اضافه‌نموده‌اند، اما اکثر قریب به اتفاق سایت‌های یاد شده، از دکمه‌های اشتراک‌گذاری بیگانه در سایت خود استفاده نموده‌اند.
 اما قابل توجه‌ترین قسمت بحث آنست که در تمام شبکه‌های اجتماعی که ایرانیان حضور فعال دارند، مطالب هیچ سایتی به اندازه «بازتاب» منعکس و منتشر نمی‌شود که اولا یکی در میان فیلتر است و ثانیا اصلا از هیچ نوع دکمه اشتراگ‌گذاری مطالب، استفاده نمی‌کند. اما مخاطبین پرشمار آن سایت، با علاقه لینک‌های آنرا مستقیما کپی و در صفحات خود در شبکه‌های مجازی به اشتراک می‌گذارند.
 این داستان به معنی واقعی کلمه، حکایت از شلختگی مدعیان جبهه فرهنگی و بومی‌سازی ابزار و امکانات فضای مجازی و... می‌دهد.
 حالا می‌توان پاسخ روشن‌تری برای سؤال ابتدای بحث که، درباره وضعیت ساکنان ایران در تعامل با سرعت تحولات دنیای مجازی مطرح شده بود، یافت.
 دستور وزیر مخابرات ایران، به ریس کل بانک مرکزی، جدای از آنکه مغایرت‌ها و ایرادات قانونی خاص دارد، حکم دزدیدن منار پیش از کندن چاه دارد و  نشان می‌دهد که تا چه اندازه دولتمردان ما با واقعیات بیگانه‌اند.

۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه

بی‌خبری ضعف عمده رسانه‌های خبری ایران

news بی‌توجهی ضعف عمیق رسانه‌های خبری ایران
این دو خبر را که هر دو در یک روز و از طریق دو خبرگزاری رسمی و معتبر کشور منتشر شده بخوانید و با هم مقایسه کنید:
الف: اصفهان/ واحد مرکزی خبر/ اجتماعی
مرمت و بازسازی خانه تاریخی اخباری کاشان یادگار دوره صفویه پایان یافت.
سرپرست اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاشان امروز گفت: ‌ سبک سازی، استحکام بخشی بام، پی بندی با خشت، اجرای سقف به شیوه سنتی، اجرای طرح عایق کاری بام از مهم‌ترین عملیات مرمتی این خانه تاریخی است.
آقای یزدانمهر افزود: ‌ این بنای مربوط به دوره صفویه در محله سرسنگ قرار دارد و برای مرمت آن در مدت یکسال۵۰۰ میلیون ریال هزینه شد.
ب: کاشان – ایلنا
آغاز مرمت خانه تاریخی اخباری کاشان
سرپرست اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاشان از آغاز مرمت خانه تاریخی اخباری کاشان با اعتباری معادل ۵۰۰ میلیون ریال در سال جاری خبر داد.
سرپرست اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاشان طلب افزود: مهم‌ترین عملیات مرمتی مذکور شامل سبک سازی، استحکام بخشی بام، پی بندی با خشت، اجرای سقف به شیوه سنتی، اجرای پالانه و قیدبندی روی بام به همراه عایق کاری است.
حسین یزدانمهر در گفتگو با خبرنگار ایلنا در کاشان با اعلام این خبر افزود: مرمت این بنا با اعتباری معادل ۵۰۰ میلیون ریال آغاز شد.
چنانچه ملاحظه می‌شود، اطلاعات، واژه‌ها، ادبیات و کلا بدنه اصلی دو خبر کاملا مشابه به هم بوده، و نشان می‌دهد که یک خبر از روی خبر دیگر بدون کمترین تغییر یا حذف و اضافه کردن و به اصطلاح «پروریدن خبر» کپی شده و بدون کمترین اشاره به منبع اولیه منتشر شده است.
اما دردآور‌تر از این بی‌توجهی به اصول ابتدایی خبرنویسی و رعایت حق‌مولف و رعایت حقوق منبع اولیه و درستِ خبر، دو تیتر کاملا متضاد است که از طرف دو خبرنگار از دو خبرگزاری رسمی برای یک خبر واحد نوشته شده و مخاطب را دچار سردرگمی می‌نماید که آیا مرمت خانه تاریخی «اخباری» به استناد خبر خبرگزرای کار ایران «ایلنا» آغاز شده، و یا به استناد واحد مرکزی خبر «ایرنا» پایان یافته است؟
 این جدای از آنکه نشان می‌دهد خبرگزاری‌ها و اهالی خبر ما، سال‌هاست توجهی به استانداردهای پذیرفته شده و اصول حرفه‌ای و اخلاقی در حوزه خبر و روزنامه‌نگاری و رسانه ندارند، بلکه با ابتدایی‌ترین اصول و فلسفه و هدف غایی خبر هم بیگانه‌اند، تا جایی که یک حادثه واحد به دو شکل کاملا متناقض و شوربختانه با تقلب آشکار از روی دست هم در یک روز منتشر می‌شود و آب هم از آب تکان نمی‌خورد.
این گاف و اشتباه از آنجا مصیبت‌بار‌تر می‌شود که دو رسانه یاد شده، به عنوان منابع اولیه خبر در کشور تعریف و پذیرفته شده‌اند و رسانه‌های ثانویه برای تهیه اخبار خود به آنها به عنوان منابع امین و مورد اعتماد مراجعه می‌نمایند.
این نوشته در نیوزبان اینجا
.............در کاشان‌نیوز اینجا

۱۳۹۱ فروردین ۲۵, جمعه

رسانه، خبر، مخاطب

عکس از اینجا
این یادداشت را برای سایت وادقان نوشته‌ام

در کار رسانه و خبر، اصلی وجود دارد که بر اساس آن، خبرنگار و رسانه حق ندارند بر اساس مفروضات شخصی خود درباره ارزشمند بودن و یا نبودن یک خبر، یا درجه اهمیت آن قضاوت نموده و بر اساس قضاوت خود آن‌را منتشر نمایند یا از انتشار آن خودداری نمایند.
برای سنجش اعتبار یک خبر، استاندارد‌ها وشاخص‌های ویژه‌ای وجود دارد که تعیین می‌کند چه خبری ارزشمند است و چه خبری ارزشمند نیست و یا درجه اهمیت یک خبر کدام است.
از طرف دیگر یکی از برجسته‌ترین، یا شاید برجسته‌ترین بخش یک روزنامه یا رسانه یا سایت، بخش اخبار متنوع آن بر اساس گستردگی شخصیتی و علایق شخصی مخاطبان آن است.
یک رسانه مخاطب متعدد و متنوع دارد. عده‌ای اخبار اجتماعی آن را دنبال می‌کنند.
عده‌ای فقط برای پی‌گیری اخبار ورزشی به رسانه خود سر می‌زنند.
ممکن است اقتصاد موضوع جذاب خاصی برای بخشی از مخاطبان یک رسانه باشد.
بر همین سیاق می‌توان موضوعات دیگری را برشمرد و برای آن مخاطبینی فرض کرد.
رسانه‌ای در این میان، موفق‌تر است که بتواند برای همه سلایق و همه مخاطبانش خبر «دقیق» و «صحیح» و «سریع» داشته باشد.
یکی از استاندارد‌ها و معیار‌ها برای سنجش عیار یک خبر، در اصطلاح روزنامه‌نگاری، «همجواری» است. مثلا برای یک رسانه در شهر «کاشان» خبر سیل در «قمصر» که ۴ کشته داشته است، اهمیت بیشتری دارد تا زلزله در کشور «اندونزی» که ۴۰ کشته داشته. اگرچه باید هر دو خبر پوشش داده شود، اما برای رسانه «کاشان» اول خبر شهر همجوار «قمصر» بعد خبر کشور دور‌دست «اندونزی». برای خبرگزاری «رویترز» (۱) اما اول خبر زلزله در کشور «اندونزی» بعد شاید خبر سیل و خسارت‌های آن در شهر «قمصر». چون «همجواری» هردو برای آن رسانه یکسان، اما میزان واکنش به خبر زلزله «اندونزی» و اصطلاحا «دربرگیرندگی» آن بیشتر است.
واژه «وادقان» بار عاطفی، تاریخی، جغرافیایی، حسی و نوستالوژیکی را با خود دارد. این واژه، به اندازه کافی ظرفیت خبرساز و خبر رسانی دارد.
هر لحظه در گوشه و کنار این دنیا اتفاقی واقع می‌شود، یا در شرف وقوع است، یا قرار است واقع شود، که به نوعی به «وادقان» و از منظری خاص ربط پیدا می‌کند.
سایت «وادقان» می‌تواند پل ارتباطی خبری و رسانه‌ای، بین آدم‌هایی باشد، که به یک یا چند علت از وجوه پیش‌گفته (عاطفی، تاریخی، جغرافیایی، حسی، نوستالوژیکی و...) با «وادقان» ربط پیدا می‌کنند و اکنون از همدیگر دور افتاده و از یکدیگر خبر ندارند.
به نظر می‌رسد، بر این اساس و بر اساس سحن ابتدای این نوشته، برای سایت «وادقان» پوشش اخباری که به نوعی به «وادقان» مربوط است، باید با اهمیت و شایسته توجه باشد.
اگر خبر درگذشت پدر «ساعدباقری»(۲) برای خبرگزاری و سایت «ایلنا» مهم است، مطمنئا برای سایت «وادقان» مهم نیست. اما برای سایت وادقان خبر درگذشت مرحوم «علی‌جان علی‌رجبی» مهم است. نه تنها بعید نیست، بلکه حتما امکان دارد کسی آن‌طرف مرز‌ها از طریق سایت مطلع شود که، فلان خدمتگزار روستا که ایشان با او خاطرات دور و درازی داشته و دارد، اکنون در وادقان درگذشته و او را برای لحظاتی در نگاه اول محزون نماید، همین حزن البته ارزشمند است، اما در نگاه اصلی و رسالت رسانه خوشحال نماید که در زمانه‌ای زندگی می‌کند که خبر‌ها نه به سرعت دویدن یک چارپا و اعتبار چاپار آن، بلکه به سرعت باد و از طریق امواج رد و بدل می‌شوند.
با این‌همه اما، جای خالی خیلی از خبرها که در وادقان اتفاق می‌افتد، یا در جای دیگری اما به وادقان ربط دارد در این سایت خالی است، و از این منظر سایت قسمت عمده‌ای از رسالت خود را فروگذاشته و مخاطبانی را هم از دست داده‌است.
پانوشت
۱ـ یکی از بزرگ‌ترین و معتبر‌ترین خبرگزاری‌های دنیا
۲ـ شاعر و گوینده رادیو و تلوزیون ایران
این نوشته در سایت وادقان

۱۳۹۰ بهمن ۳, دوشنبه

دروغ ممنوع

تعدادی از رسانه‌‌های منتسب به جنبش‌سبز،(+) )(+) در یک غفلت ناخواسته، قربانی دامی شدند که مشخص نبود از طرف چه شخص یا گروهی برای آنها گسترده شده بود.
اما قبل از هر چیز و قبل از آنکه سردبیران این رسانه‌ها، قربانی شخص یا گروهی دیگر شوند، قربانی «غفلت» خودشان شده‌اند.
ابتدایی‌ترین اصول روزنامه‌نگاری به صراحت تصریح می‌نماید: «صحت» و «دقت» باید در رسانه بیشترین اهمیت را داشته باشد.
به عنوان یک اصل کلی، اعتبار هر خبری به «منبع» آن بازمی‌گردد. خبرنگار، بهتر است ضمن کنترل منبع خبر، در مورد خبرهای مشکوک یا بسیار مهم آن را دوباره چک کند، این یعنی مطلبی که می‌نویسد، باید منابع معتبر داشته باشد و راست‌آزمایی شده باشد.
 رسانه‌های «زرد» و کم مایه‌ای که روزانه چندین شایعه را پوشش می‌دهند، به راحتی می‌توانند خبر جعلی «اعدام یک خلبان ناراضی سپاه» را، بین خبرهای صحیح خود قرار داده و منتشر نمایند. این رسانه‌ها نمی‌توانند منبع معتبر و صحیحی برای خبرنگار باشند.
کدام عقل سلیم است که به سادگی باور کند، حاکمیت در چنین شرایط بحرانی، اقدام به اعدام یک خلبان عالی‌رتبه خود، بدون توجه به عوارض خطرناک امنیتی آن نموده‌است؟
 اگرچه از حاکمیت موجود انجام چنین حرکات ناشیانه‌ای بعید نیست، اما رسانه‌ها موظف‌اند ساده‌ترین اخبار خود را پس از اطلاع از «صحت» و مطابقت آن با واقعیت منتشر نمایند، چه رسد به این خبر که درصد احتمال آن با واقعیت بسیار ضعیف و غیر منطقی می‌نماید.
بدون شک یکی از وجوه امتیاز رسانه‌های معتبر وابسته به جنبش سبز، و یکی از دلایل اقبال گسترده عمومی،  و در پی آن اعتبار آن‌ها، وسواس و دقت موثر سردبیران آن، نسبت به درج اخبار «صحیح» برغم آلوگی سنگین فضای خبری و پخش مکرر دروغ و شایعه، که به عمد از طرف حاکمیت هم، به آن دامن زده می‌شود، می‌باشد.
کمترین لغزش و غفلت در چنین شرایط خطرخیزی، به آسانی می‌تواند به قربانی شدن اعتبار رسانه و اعتماد مخاطبین نسبت به آن‌ها و از بین رفتن زحمات چند ساله منجر شود.
 اگرچه از منظر افکار عمومی بعضی از رسانه‌هایی که اقدام به پوشش شایعه «اعدام خلبان ناراضی سپاه» نمودند، در بین رسانه‌های اصلی و معتبر جنبش سبز طبقه‌بندی نمی‌شوند، و طیف‌های برجسته جنبش سبز در مقاطع مختلف رسما رسانه‌های مورد اعتماد و منتسب به خود را، مشخص و معرفی نموده‌اند، با این‌حال به نظر می‌رسد رسانه‌های مذکور که بدون کمترین چشمداشت طی سه سال گذشته، پا به پای رسانه‌های اصلی و معتبر این جنبش فعالیت موثر داشته‌اند، شایسته است برای احیای اعتبار خود نزد افکار عمومی، و جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده احتمالی توسط اقتدارگرایان، بلافاصله پس از توجه نسبت به اشتباه صورت پذیرفته، از مخاطبین خود عذرخواهی نمایند.

۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه

پنج سال بالا‌ترین

جشن تولد نوزاد که می‌روند، رسم نیست به دماغ گنده و چشم تنگ و باریک و... نوزاد اشاره شود، در عوض می‌گردند حسن و ملاحت دندان‌گیری یافته تا بدان اشاره و از آن تعریف نموده و لبخند رضایتی برای والدین نوزاد به ارمغان آورند.
«بالا‌ترین» نوزاد نیست و البته که نه تنها دماغش گنده و چشمش هم تنگ نیست، بلکه بسیار هم خوشگل و خوش‌ترکیب و زیباست! بزنم به تخته!

اینجا البته باید رسم و ادب دیدن نوزاد و جشن تولد رفتن را درباره «بالا‌ترین» بجا آورد و به‌جای ذره‌بین به دست گرفتن و در پی شکار نقاط ضعف و منفی آن بر‌آمدن، باید به نقاط مثبت و زیبایی‌های فراوانش اشاره و مدیریت آنرا تحسین نمود.
شکی نیست که همه تلاش‌های آدمی برای معرفی محصولی کاملا بی‌نقص و بی‌عیب و صددرصد مثبت تلاشی ناکام است. اما می‌توان با تلاش زیاد، طراحی دقیق، و نگاه مثبت، به درصد بالایی از نقاط مثبت در مقابل درصد پایینی از نقاط منفی دست یافت. جایگاهی که حالا «بالا‌ترین» بدان دست یافته و از این بابت باید به «مهدی یحیی‌نژاد» و بالایارهای گرامی و کاربران این شبکه اجتماعی تبریک گفت و در آستانه ششمین سال فعالیت موفق این سایت برایشان خواند: تولد، تولد، تولدت مبارک! مبارک! مبارک! تولدت مبارک!

«بالا‌ترین» خیلی زود، شاید خیلی زود‌تر از آنکه فکر می‌کرد و فکر می‌کردیم، رشد کرد و بزرگ شد و در کمترین‌ زمان ممکن به این شهرت و جایگاه دست‌ یافت. حالا طراح، مدیر و کاربران و گردانندگان این شبکه اجتماعی مزد زحمات خود را در موفقیت بیش از پیش «بالاترین» مشاهده می‌کنند.

«بالا‌ترین» که طی این چند سال بار‌ها و بار‌ها با سایت‌های خبری و وب‌سایت‌های متعلق به احزاب سیاسی و روزنامه‌های کثیر‌الانتشار داخلی و خارجی اشتباه گرفته شده و حتی گاهی مورد طعنه و نیش قلم و فحاشی نیز قرار گرفت و نواخته هم شد، یک شبکه اجتماعی مجازی است که محتوای آن توسط کاربران متعدد و متکثر آن تولید می‌شود. مدیران و طراح یا طراحان آن نقشی در تولید محتوای آن ندارند اما می‌توانند با ابزارهای خاصی گاهی برای بعضی از لینکهای ارسالی توسط کاربران ایجاد محدودیت نموده و یا مانع از ارسال آن لینک شوند.
همه کاربران «بالا‌ترین» در جریان هستند که هنگام ثبت‌نام در این شبکه اعلام نموده‌اند که مقررات آن را قبول دارند. قبول «مرام‌نامه بالا‌ترین» یکی از شروط اصلی پذیرش عضویت کاربر است. و از جمله شرایط این مرام‌نامه آنست که: در صورتی که لینکی شرایط بالا‌ترین را نقض کرد توسط دیگر کاربران گزارش شده و «بالا‌ترین» پس از بررسی لینک مورد نظر را حذف و در صورت تکرار حساب کاربر خاطی را مسدود می‌نماید.

روزنامه‌نگاران، وبلاگ‌نویسان، طراحان و خلاصه اهالی متعدد و متکثر رسانه‌ایی زیادی هستند که تا پیش از وجود «بالا‌ترین» و پیش از آنکه لینکی از نوشته‌ یا طرح‌های آنها از روزنامه، وبلاگ یا وب‌سایتی به این شبکه ارسال شده باشد، همدیگر را نمی‌شناختند، اما طی این چند سال این شبکه طیف وسیعی از این نویسندگان را به یکدیگر و به جامعه رسانه‌ای کشور معرفی نموده‌است. در کنار سایر موفقیت‌های این شبکه شاید بتوان گفت این بزرگ‌ترین موفقیت «بالا‌ترین» از نظر بنده که اهل رسانه هستم می‌باشد.
«بالاترین» از امروز سال ششم فعالیت خود را آغاز کرد.
در همین رابطه:
وب‌سایت‌های جدید که می‌خواهند بالاترین باشند

۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

اصول بین‌المللی اخلاق حرفه‌ای در روزنامه‌نگاری

اصول بین‌المللی اخلاق حرفه‌ای در روزنامه‌نگاری طی چند نشست مشورتی (۱۹۷۸ تا ۱۹۸۳) تهیه و تصویب شد

این نشست‌های مشورتی به وسیلة تعدادی از سازمان‌های روزنامه‌نگاری منطقه‌ای و بین‌المللی برپا شد. سازمان‌های زیر در تهیة اصول بین‌المللی اخلاق حرفه‌ای در روزنامه‌نگاری‌ نقش داشته‌اند:

- سازمان بین‌المللی روزنامه‌نگاران (IOJ)؛
- فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران (IFJ)؛
- اتحادیه کاتولیک بین‌المللی مطبوعات (UCIP)؛
- فدراسیون روزنامه‌نگاران امریکای لاتین (FELAP)؛
- فدراسیون کارگران مطبوعات آمریکای لاتین (FELATRAP)؛
- فدراسیون روزنامه‌نگاران عرب (FAJ)؛
- اتحادیه روزنامه‌نگاران آفریقا (UAJ)؛
- کنفدراسیون روزنامه‌نگاران آسیا (CAJ).

از این میان، فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران در نشست نهایی که در۲۰ نوامبر ۱۹۸۳ (۲۹ آبان ۱۳۶۲) در پاریس تشکیل شد، شرکت نکرد.
اصول بین‌المللی اخلاق‌حرفه‌ای در روزنامه‌نگاری که به عنوان سنگ پایه‌ای برای تهیة قوانین اخلاقی در سطوح ملی و منطقه‌ای فراهم شده است، به شرح زیر است:

اصل اول: حق مردم در دستیابی به اطلاعات تحقیقی
مردم و افراد حق دارند از طریق اطلاعات دقیق و جامع به تصویری عینی از واقعیت دست یابند و آرای خود را آزادانه از طریق رسانه‌های گوناگون فرهنگ و ارتباطات بیان کنند.

اصل دوم: روزنامه‌نگار، وقف واقعیت عینی است
بارز‌ترین وظیفة روزنامه‌نگار این است که با وقف صادقانه خویش نسبت به واقعیت عینی، خود را در خدمت حق مردم در راه دستیابی به اطلاعات حقیقی و موثق قرار دهد و به نحوی رویداد‌ها را وجداناً در گسترة صحیح خود با ترسیم مناسبات اصلی و بدون تحریف و با کاربرد ظرفیت خلاقانه خود انعکاس دهد، مطالب کافی در اختیار مردم قرار گیرد تا بتوانند با استفاده از این مطلب به تصویری جامع و صحیح از جهان دست یابند؛ جهانی که در آن منشأ، ماهیت و جوهره رویداد‌ها، و نیز فرایند و وضعیت امور به عینی‌ترین شکل ممکن قابل درک باشد.

اصل سوم: مسؤولیت اجتماعی روزنامه‌نگار
اطلاعات در روزنامه‌نگاری نه یک کالا که یک «خبر اجتماعی» است، و این امر به این معناست که روزنامه‌نگار در مسؤولیت انتقال اطلاعات سهیم است و لذا نه تنها در برابر کسانی که رسانه‌ها را کنترل می‌کنند، بلکه نهایتاً در برابر مردم به طور کل و مشتمل بر انواع منافع اجتماعی، باید پاسخگو باشد. مسؤولیت اجتماعی روزنامه‌نگار، وی را ملزم می‌سازد که تحت هر شرایطی همسو با وجدان اخلاقی خود عمل کند.

اصل چهارم: شرافت حرفه‌ای روزنامه‌نگار
نقش اجتماعی روزنامه‌نگار اقتضا می‌کند که معیارهای عالی شرافت در این حرفه، مشتمل بر حق روزنامه‌نگار برای خودداری از کار برخلاف اعتقاد شخصی، حق عدم افشای منبع اطلاعات و همچنین حق شرکت در روند تصمیم گیری در رسانه‌ای که برای آن کار می‌کند، محفوظ بماند. شرافت حرفه‌ای به روزنامه‌نگار اجازه نمی‌دهد که به هیچ نحوی از انحا رشوه بپذیرد و یا برخلاف رفاه عمومی به ارتقای منافع خصوصی بپرازد. همچنین، احترام گذاشتن به دارایی‌های معنوی، و به طور اخص پرهیز از سرقت ادبی، جزو اخلاق حرفه‌ای محسوب می‌شود.

اصل پنجم: دسترسی همگانی و مشارکت
ماهیت این حرفه اقتضا می‌کند که روزنامه‌نگار دسترسی همگان را به اطلاعات و مشارکت مردم را در رسانه‌ها، مشتمل بر حق تصحیح یا اصلاح و حق پاسخگویی ارتقا دهد.

اصل ششم: احترام به حریم خصوصی و شؤون انسانی
احترام به حق فردی، حفظ حریم و اسرار خصوصی و شؤون انسانی که با قوانین ملی و بین‌المللی مربوط به حفظ حقوق و شهرت افراد، منعِ افترا، تهمت، توهین و مخدوش کردن شهرت افراد، هماهنگ است، بخشی لاینفک از معیارهای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری محسوب می‌شود.

اصل هفتم: احترام به منافع عمومی
معیارهای حرفه‌ای روزنامه‌نگار احترام بایسته را برای جامعه ملی، نهادهای دموکراتیک و عفت عمومی تجویز می‌کنند.
اصل هشتم: احترام به ارزشهای جهانی و تنوع فرهنگ‌ها
یک روزنامه‌نگار واقعی در حالی که به شخصیت ویژه، ارزش و شأن هر فرهنگ و همچنین به حق انتخاب و توسعه آزادانه نظامهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی به وسیلة مردم، احترام می‌گذارد، مدافع ارزشهای عام انسانی و بالا‌تر از همه، مدافع صلح، و دموکراسی، حقوق بشر، پیشرفت اجتماعی و رهایی ملی است. به این ترتیب، روزنامه‌نگار به طرزی فعال در تبدیل جامعه به جامعه‌ای دموکراتیک‌تر مشارکت می‌جوید و از طریق گفت و شنود به ایجاد فضایی آکنده از اعتماد در مناسبات بین‌المللی مساعدت می‌نماید تا صلح و عدالت، تشنج‌زدایی، خلع سلاح و توسعه ملی در سراسر جهان تحقق یابد. آگاهی روزنامه‌نگار از مقررات مربوطه مندرج درکنوانسیون‌ها، بیانیه‌ها و قطعنامه‌های بین‌المللی جزو اخلاق حرفه‌ای به شمار می‌آید.

اصل نهم: امحای جنگ و سایر مصایب فرا روی بشر
تعهد اخلاقی نسبت به ارزشهای عام انسانی، روزنامه‌نگار را به پرهیز از هر نوع توجیه و یا تحریک به جنگهای متجاوزانه و مسابقه تسلیحاتی، بویژه در مورد تسلیحات هسته‌ای، و به پرهیز از همه شکلهای خشونت، نفرت یا تبعیض، به خصوص،‌نژاد پرستی و آپارتاید، سرکوبگری رژیمهای استبدادی، استعمار و استعمار نوین و همچنین به پرهیز از سایر مصایب بزرگ مضر به حال بشریت نظیر فقر، سوء تغذیه و بیماری‌ها ملزم می‌کند، و با تعقیب چنین رویه‌ای است که روزنامه‌نگار می‌تواند به امحای جهل و سوء تفاهم میان مردم کمک کند و اتباع یک کشور را در مورد نیاز‌ها و آمال دیگران حساس سازد، و احترام به حقوق و شؤون همه ملل، مردم و افراد را بدون لحاظ‌نژاد، زبان، ملیت، مذهب و باورهای فلسفی تضمین کند.

اصل دهم: ارتقای نظم نوین اطلاعاتی و ارتباطی جهانی
روزنامه‌نگار در جهان معاصر در چارچوبی ازحرکت به سوی مناسبات نوین بین‌المللی به طور عام و در چارچوبی از نظم نوین اطلاعاتی به طور خاص، عمل می‌کند. هدف این نظم نوین، که بخشی لاینفک از نظم نوین اقتصادی بین‌المللی به حساب می‌آید استعمار زدایی و دموکراتیک کردن اطلاعات و ارتباطات در سطوح ملی و بین‌المللی است که بر پایه همزیستی مسالمت‌آمیز مردم و با احترام کامل به هویت فرهنگی آنان صورت می‌گیرد. تعهد ویژة روزنامه‌نگار در این زمینه ارتقای روند دموکراتیک کردن مناسبات بین‌المللی در عرصة اطلاعات است که با عنایت به حفظ و تقویت مناسبات دوستانه و مسالمت‌آمیز مردم و دولت‌ها صورت می‌پذیرد.

پاریس، ۲۰ نوامبر ۱۹۸۳

منبع: دفتر مطالعات و برنامه ریزی

۱۳۹۰ مرداد ۱۶, یکشنبه

شرق و احترام به اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری

روزنامه شرق که از ابتدای کار تلاش زیادی نموده است که رفتار رسانه‌ای خود را تا حد امکان با اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری منطبق نماید، و در این راه به گواهی اکثر مخاطبین و کارشناسان درصد موفقیت بالایی نیز داشته است، در شماره ۱۳۱۰ روز چهارشنبه ۱۲مرداد خود، در یک تلقی اشتباه ابتدایی‌ترین اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را فراموش، و متن سئوال کاربر یک سایت و پاسخ مدیر آن را (+) دقیقا از تارنمای مربوطه برداشت، و ذیل عنوان «بن‌بستی نداریم، چاره‌جویی نمی‌خواهیم» (+) و با عنوان «درپاسخ به این سئوال شرق» در روزنامه منعکس نمود.
اگرچه با توجه به شباهت نام کاربر وب‌سایت «آهنگ‌راه» و تنظیم کننده گزارش روزنامه «شرق» می‌توان حدس زد که کاربر مربوطه از طرف روزنامه سئوال خود را پرسیده است، اما شایسته است متوجه باشیم شخصیت حقیقی ما با شخصیت حقوقی کارمند و نماینده یک رسانه دو شخصیت مستقل است. در اصول اخلاقی فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران ‏آمده است، «روزنامه‌نگار تنها باید با استفاده از روش‌های ‏منصفانه، خبر، عکس و سایر اطلاعات را به دست بیاورد. یک ‏راه منصف بودن این است که همیشه خود را خبرنگار معرفی ‏کنید، برای به دست آوردن اطلاعات سر مردم کلاه ‏نگذارید، خود را جای کس دیگری جا نزنید و کسی را ‏تهدید نکنید.» ‏ باید هنگام اعلام سئوال اشاره دقیق شود که آیا این یک سئوال شخصی است و یا سئوال از طرف روزنامه است که شخص به نمایندگی از طرف آن روزنامه می‌پرسد.
در توضیحی و تذکری که «محمدخویینی‌ها» مدیر سایت مورد اشاره در وب‌سایت خود آورده به این مورد اشاره و اعتراض، و از «شرق» خواسه شده که در شماره آینده منتشره نسبت به درج این مطلب اقدام نماید. (+)
این نوشته در نیوزبان اینجا

۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

به بهانه ۵ سالگی رادیو زمانه

«رادیو زمانه» از سیزدهم مرداد ۱۳۸۵، همزمان با شب صدمین سالگرد جنبش مشروطه، فعالیت خود را آغاز نموده‌است. یعنی سیزدهم مرداد ماه امسال «رادیو‌زمانه» ۵ ساله می‌شود.
«زمانه» رادیو - وب‌سایتی است که در تمام زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... خبر، گزارش، گفتگو و تحلیل رادیویی (صوتی) و نوشتاری دارد. با این حال بیشترین فعالیت‌های این رادیو - وب‌سایت، تا کنون، پشتیبانی و پوشش اخبار فعالیت‌های با موضوع حقوق بشر در جامعه ایرانی بوده است.
«زمانه» تلاش نموده در تهیه مطالب و برنامه‌ها، وفاداری و احترام به منشور روزنامه‌نگاری و اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ای بیشترین سهم وسواس و نظارت را، در فعالیت‌هایش داشته باشد. انتشار مطالب در چنین چهارچوبی، اگرچه خود، به تنهایی می‌تواند بهترین مدرسه تجربی روزنامه‌نگاری و کارگاه آنلاین رسانه‌ای برای مخاطبین تیزهوش و علاقه‌مند باشد، با این حال این رسانه، با وجود آنکه علاوه بر انتشار مطالب نوشتاری، انتشار رادیویی همزمان آنرا نیز در اختیار مخاطبین خود قرار می‌داده‌است و از این منظر از یک تنوع رسانه‌ای برخوردار بوده، در کنار این دو نوع، بخش آموزش آنلاین رسانه‌ با کمک «درسنامه» نیز در دستور کار این رادیو-‌ وب‌سایت قرار گرفته‌است.
«درسنامه» با هدف آموزش مهارت‌های مبتلابه کاربران رسانه و اینترنت از حدود یک‌سال پیش آغاز بکار نموده و از این راه دستاوردهای ارزشمندی برای مخاطبینی که علاقه‌مند به فراگیری این مهارت‌ها بوده‌اند، به همراه داشته‌است. مهارت‌هایی که‌ اغلب پیش پا افتاده و ساده می‌نمود، اما پس از فرا‌گیری مشخص شده است که اگرچه ساده می‌باشد اما آنگونه که فرض می‌شده پیش پا افتاده نبوده بلکه برعکس، آشنایی با این مهارت‌ها به شدت مورد نیاز کاربران اینترنت و رسانه می‌باشد.
آشنایی با این مهارت‌های مقدماتی دروازه جدیدی برای ورود به دنیای حرفه‌ای رسانه و اینترنت، بر روی مخاطبین می‌گشاید. دنیای جدیدی که ورود به آن تلاش و جدیت پی‌گیر کاربران را طلب می‌نماید.
من از سال گذشته و تقریبا اولین روز‌ها و دوره‌های شروع به‌کار «درسنامه» داوطلب آن و کاربر این وب‌سایت بوده‌ام.
طی این مدت دوره آموزش «وبلاگ‌نویسی» و «روزنامه‌نگاری مقدماتی و متوسطه» را تمام کرده و اکنون در حال آموزش دوره «ایمیل» هستم. دوره‌های «عکاسی» و «امنیت‌ در اینترنت» را نیمه کاره‌‌‌ رها کردم تا دوباره در فرصتی مناسب از نو شروع کنم و متاسفانه به رغم انکه تکلیف ارسالی من برای دوره روزنامه‌نگاری پیشرفته‌ توسط این سایت تایید شده بود، به علت تاخیر در ثبت‌نام از دوره حذف شدم.
ارزشمندی این مهارت‌ها و وظیفه رسانه‌ای ایجاب می‌کند در آستانه پنج‌سالگی این رسانه قدر‌شناسی خودم را از این خدمات اعلام و آرزو نمایم که دست‌اندکاران این رسانه در اهداف پیش رو موفق‌تر از گذشته باشند.